داستان قوم تُبَّع‏

حجت الله نوائی،اداره قرآن و عترت دانشگاه 

پادشاهان یمن را به عنوان «تُبَّع» که جمع آن «تبایعه» است مى‏خواندند، چنان که پادشاهان روم را قیصر، و پادشاهان مصر را فرعون، و پادشاهان ترک را خاقان، و پادشاهان ایران را کسرى‏ مى‏ نامیدند.

تبایعه یک سلسله از شاهانى بودند که در یمن داراى تمدّن عظیم و تشکیلات کشورى و لشگرى بودند، و با قدرت عظیمى زندگى مى‏کردند، بعضى از آنها از خوبان بودند و بعضى از آن‏ها روش طاغوت‏ها را داشتند.

نام یکى از آن‏ها «اسعد ابوکرب» بود که مطابق پاره‏اى از روایات، خودش خوب بود، ولى قومش در گمراهى به سر می بردند و به هلاکت رسیدند.

اسعد پادشاه مقتدرى بود و با لشگر مجهز خود، بسیارى از شهرها و بلاد را فتح کرده و تحت پرچم خود در آورده بود.

در مورد فتح مدینه و مکه، سرگذشت شیرینى دارد که نظر شما را به آن جلب مى‏کنیم:

تُبَّع (اسعد ابوکرب) در یکى از سفرهاى کشورگشایى خود، براى فتح مدینه، نزدیک مدینه آمد، و مدینه را محاصره کرد، براى علماى یهود پیام فرستاد که من سرزمین مدینه را ویران می ‏کنم، تا هیچ یهودى در آن نماند و فقط آیین عرب در آنجا حاکم گردد.

اعلم علماى یهود به نام«شامول» در آن جا بود گفت: اى پادشاه! اینجا شهرى است که هجرتگاه پیامبرى از دودمان اسماعیل است که در مکه متولد می ‏شود. سپس بخشى از اوصاف پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم را بر شمرد، تُبَّع گویا سابقه ذهنى در این باره داشت، گفت: «بنابر این من از تخریب این شهر صرف نظر می ‏کنم.»

اسعد به بعضى از قبیله اوس و خزرج که در کنارش بودند فرمان داد که در این شهر بمانید و هنگامى که پیامبر موعود، خروج کرد او را یارى کنید، و فرزندان خود را به این موضوع سفارش نمایید، و حتى در ضمن نامه‏اى به آن‏ها، ایمان خود نسبت به آن پیامبر موعود را اعلام نمود.1

روایت شده: پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: «لا تَسُبُّوا تُبَّعاً فانَّهُ کانَ قَد اَسلَمَ؛ به تُبع ناسزا نگویید، او مسلمان شده است.»2

اسعد براى تصرّف مکّه به سوى مکّه لشگر کشید در این هنگام چهارهزار نفر از دانشمندان همراهش بودند، مکّه را فتح کرد، خواست کعبه را ویران کند، بیمارى سخت زکام بر او عارض شد، بر اثر این بیمارى از گوش‏ها و چشمان و بینی ‏اش آب بدبویى ریزش می ‏کرد، طبیب‏ها از درمان آن عاجز ماندند و گفتند: این دردِ آسمانى است و درمان آن از عهده ما ساقط است.

روز بعد یکى از دانشمندان محرمانه نزد وزیرِ اسعد آمد و گفت: اگر اسعد نیّت خود را پاک و راست سازد، من او را درمان می ‏کنم، وزیر از اسعد براى او اجازه طلبید، آن عالم نزد اسعد آمد و به اسعد گفت: «تو مى‏خواهى این کعبه را ویران کنى...» او گفت: آرى.

دانشمند گفت: «از این کار توبه کن، که به خیر دنیا و آخرت خواهى رسید.» اسعد توبه کرد، اتفاقا از آن بیمارى شفا یافت، از این رو به خدا و رسالت ابراهیم خلیل علیه ‏السلام ایمان آورد، نه تنها به کعبه بى احترامى نکرد، بلکه هفت گونه پارچه بلند براى پوشاندن کعبه تهیه کرد، و کعبه را با آن‏ها پوشانید، از این رو او نخستین کسى بود که براى کعبه پرده درست کرد.3

این لشگرکشى به مکّه، و درست کردن پیراهن براى کعبه، در سال پنجم میلادى، قبل از تولد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم رخ داد.4

به هر حال تبُّع (اَسعد) خودش خوب بود، و به مقدسات دینى احترام مى‏گذاشت. ولى قوم او، بر اثر غرور فتوحات و کسبِ قدرت، افرادى گمراه و ستمگر و مغرور شدند، از این رو خداوند آن‏ها را به کیفر کردارشان رسانید و قدرت و شوکت آن‏ها را در هم شکست.

چنان که در آیه 37 دخان می ‏فرماید:

«أَهُمْ خَیْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ أَهْلَکْنَاهُمْ إِنَّهُمْ کَانُوا مُجْرِمِینَ؛

آیا مشرکان مکه برتر و قوی ‏ترند یا قوم تبّع و اقوامى که قبل از آنها (از قوم عاد و ثمود) ما آنها را به خاطر جرم و گناهشان به هلاکت رساندیم.»

در آیه 14 سوره ق نیز، خداوند قوم تُبّع را از تکذیب کنندگان رسولان در ردیف اصحاب اَیکه (بخشى از قوم شعیب) معرفى کرده که به عذاب سختى هلاک و نابود شدند.

این بود داستان عبرت‏انگیز قوم تُبَّع، که روزى براى خود شوکت و اقتدار و کشور گشایى داشتند، ولى بر اثر غرور و گناه، مشمول غضب الهى شده، و زندگیشان از هم پاشید، و قدرت و شوکتشان در هم شکست، بنابراین ضعیفتر از آن‏ها مشرکان قریش، خیال نکنند که مى‏توانند در برابر اسلام، قدرت نمایى و کارشکنى کنند، و گرنه آن‏ها نیز به سرنوشت قوم تبع گرفتار خواهند شد.

به هر حال این از امور نادر است، که رئیس قومى، نیک باشد، ولى قومش بد باشند و خداوند قوم او را سرزنش کرده و جزءِ هلاک شدگان معرفى نماید

 
منابع: 
 
1- تفسیر روح المعانی،ج25،ص118.

       2- مجمع البیان ،ج9،ص66.

       3- سفینه البحار،ج1،ص19 (واژه تبع). وطبق بعضی از روایات، نخستین کسی که پرده برای دوره درگاه کعبه دوخت وآویزان کرد، حضرت اسماعیل بود،چنانچه قبلا در شرح حال اسماعیل ذکر شد.

 4- اعلام قرآن خزائلی،ص259.
 
 ماهنامه الکترونیکی سیب/ تیر 99
تاریخ به روز رسانی:
1399/04/02
تعداد بازدید:
126
نشريه الكترونيكي سيب
آدرس: شیراز، خیابان زند، جنب هلال احمر، ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز-طبقه هشتم-مدیریت روابط عمومی-نشریه الکترونیکی سیب
کدپستی: 71348-14336 تلفکس: 32308200-071 تلفن: 32122713-071
کلیه حقوق این وب سایت برای نشریه الکترونیکی سیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز محفوظ می باشد.
Powered by DorsaPortal