حسن جویی و عزت نفس

گردآورنده : طیبه اله پناه زاده مدیر روابط عمومی مرکزبهداشت شهرستان شیراز شهدای والفجر 

 
اگر می خواهید ببینید که عزت نفس پائین دقیقاً یعنی چه، یک لحظه به این سوال ها پاسخ بدهید:

یکی از المانهایی که نشان می دهد عزت نفس بالاست یا پایین، این است که ما ببینیم چقدر می توانیم از دیگران تعریف بکنیم.

لطفاً بیاد بیاورید آخرین باری که از شما تعریف شده کی بوده است؟

یعنی آخرین باری که یک نفر گفته فلانی این کارت خیلی عالی بود، آفرین یا یک ویژگی ما را تحسین کرده کی بوده است؟

شاید باید خیلی زیاد فکر کنیم و از آن طرف آخرین انتقادی که به ما شده کی بوده است؟! فکر نمی کنم نیاز به فکر زیادی داشته باشد!

نهایتاً 2 یا 3 ساعت از آن گذشته و اگر اول صبح است ، احتمالا به زودی رخ خواهد داد یا یادمان است که انتهای شب فلان اتفاق افتاد و متاسفانه خود ما هم همین کار را می کنیم.

یعنی استاد انتقاد کردن هستیم اما زمانی که می خواهیم کوچکترین محبتی انجام بدهیم، حسن جویی کنیم،

ویژگی های خوب دیگران را بگوییم دست و پایمان می لرزد و این کار را درست انجام نمی دهیم.

می دانید دلیلش چیست؟

به خاطر اینکه اگر من اعتقاد داشته باشم عزت نفس بالایی دارم، به خودم مطمئنم و چون به خودم مطمئنم خودم را بالا می بینم و دوست دارم دست همه را بگیرم و بالا بیاورم، بنابراین خیلی راحت حسن جویی و تعریف می کنم.

اما اگر به خودم مطمئن نباشم و حس کنم عزت نفسم کم است، می خواهم همه را با انتقاد پایین بیاورم،

بنابراین کار من به صورت روزانه می شود انتقاد کردن، غر زدن و بهانه آوردن!

چطور باید حسن جویی کنیم و از دیگران تعریف کنیم؟

یک فرمول بسیار بسیار عالی وجود دارد که سه گام دارد و ما اگر از این فرمول تبعیت کنیم می توانیم خیلی خوب از دیگران حسن جویی کنیم و ویژگی های خوب آنها را بیان کنیم.

فرمول به این صورت است:

- در ابتدا نام شخص را می گوییم.

- بعد تعریف می کنیم

- و بعد دلیل تعریف را می گوییم.

پس اول گفتن نام شخص است، دوم تعریف و سوم دلیل است.

اجازه بدهید کمی بیشتر توضیح بدهم:

Bچرا باید اول نام را بیاوریم؟

زمانی که نام فرد را می گوییم مشخص می شود که این تعریف اختصاصی است یعنی ناخودآگاه شخص ارتباط خیلی خوبی با این تعریف می گیرد، حس نمی کند که ما یک جمله داریم و به همه می گوییم بلکه کاملاً این حس را دارد که این موضوع اختصاصی است.

وقتی تعریف می کنیم خُب داریم حسن جویی می کنیم و وقتی دلیلش را می گوییم یعنی اینکه اجازه نمی دهیم حالت چاپلوسی بشود.

حرف ما و تعریف ما دلیل دارد، بگذارید چند مثال بزنم:

نام، تعریف، دلیل.

همسر عزیزم، فلانی، تو واقعاً صبوری به خاطر اینکه سال های اول زندگی سختی های خیلی زیادی را تحمل کردی و من واقعاً ازت ممنونم.

نام، تعریف، دلیل.

حالا می توانید با افراد مختلف در فضاهای مختلف کارهای دیگری انجام بدهید.

به طور مثال:

دوست عزیزم تو برای من خیلی ارزشمندی چون همیشه من را راهنمایی می کنی و همیشه تجربیاتت را به من میگویی، حتی آنچه که اسرار کار خودت هست را به من می گویی که من در کار خودم دچار اشتباه نشوم.

یا پدر و مادر عزیزم، حالا خوبه اسمشان را هم بگویم، شما فوق العاده مهربان هستید به خاطر اینکه من وقتی نگاه می کنم، نمی دانم واقعاً با این همه دردسری که ایجاد کردم چطوری من را تحمل کردید.

یا شما عزیزانی که این متن را می خوانید، واقعاً از شما متشکرم و تبریک می گویم، چرا؟

چون شما می خواهید با تغییر کردن، دنیای بهتری را بسازید و خیلی ها هستند که می گویند برو بابا ولش کن، حُسن جویی چیه! بنابراین از شما بی نهایت ممنونم.

اگر نام را بگویم و بعد تعریف کنیم و بعد دلیل را بگویم، فوق العاده زیبا حسن جویی کردیم. اما ممکن است بگوییم پررو میشه، یعنی چی؟ لازم نکرده، دو تا تعریف می کنی ... تعریف نکرده اینطوریه، تعریف کنیم چی میشه؟!!

من می خواهم یک جمله از نیچه بگویم، نیچه میگوید؛ پرندگانی که در قفس به دنیا آمدند پرواز را بیماری می پندارند و شاید بعضی از ما ها تو قفس به دنیا آمدیم.آن قدر تعریف نشده از ما و آنقدر تعریف کردن را چیز عجیب و غریب می دانیم که حس می کنیم کار بدی است.

در صورتی که این کار کاملاً لازم است، مثل سلامتی مثل سلام کردن به همدیگر، یک چیز کاملاً بدیهی وطبیعی است و نیاز هر انسان است. انسان ها نیاز به تعریف و حسن جویی دارند تا حالشان خوب بشود و حس بهتری بگیرند تا بهتر کار کنند اما ما دریغ می کنیم! هیچ هزینه ای ندارد! حتی به معادل یک قرص نان هم برای ما هزینه ندارد فقط می توانیم با کلام مان حس خوبی را بدهیم و هزاران انتقادی که در طول روز شده است را با یک حسن جویی می توانیم اثرش را به شدت کم کنیم و روز آن فرد را بسازیم. اما یک سری بهونه های دیگر هم هست. مثل اینکه:

بابا این آدم اصلا کلاً یک ویژگی خوب نداره من از چی این فرد تعریف کنم؟

حتما این داستان را از حضرت عیسی شنیده اید که با یارانشان رد می شدند از کنار یک سگی که مرده و متعفن شده و یک صحنه منزجر کننده ای بود و بوی خیلی بدی می داد.

یکی گفت اَه چه بوی بدی.

یکی دیگه گفت اَه چه صحنه منزجر کننده ای.

و حضرت عیسی فرمودند؛

این سگ عجب دندان های تیز و سفیدی داشت!

پس ببینید از یک سگ مرده و متعفن هم می شود یک نکته خوب پیدا کرد و عجیب است اگر ما نتوانیم

در یک انسان یک ویژگی خوب پیدا کنیم.

قطعاً به این معنی است که ما بلد نیستیم درست به دنیا نگاه کنیم.

برای حسن جویی کردن لازم است که یک سری شرایط را رعایت کنیم:

-1 اگر عادت به حسن جویی نداریم باید کم کم این کار را انجام دهیم.

یعنی به محض اینکه این کار را شروع کنیم ممکن است بعضی ها حتی ما را مسخره کنند.

برای مثال: من در یکی از کارگاه ها به همه شرکت کننده ها گفتم لطفاً به عزیزترین فردتان یک اس ام اس حسن جویی بزنید، یک ویژگی خوبش را انتخاب کنید، نامش را بیاورید، تعریف کنید و دلیل تعریف را بگویید.

بعد یک خانمی برای پدر و همسرش فرستاد.

از آنجایی که آن خانم هیچ وقت به غیر از وقت نیاز به پدر و همسرش از آنها حسن جویی نکرده بود، پدرش جواب داد: باز بنزین تمام کردی واسه من پیام فرستادی؟ و شوهرش هم گفت سرت خورده جایی؟

اس ام اس ها را آن خانم واقعاً به من نشان داد.

به خاطر اینکه هیچ وقت بدون دلیل از کسی حسن جویی و تعریف نکرده بود، فقط وقتی کارش لنگ بود بابا جونم، همسر عزیزم شده بود و این خیلی بد است و برای خیلی از آقایان هم دقیقاً همینطوری بود.

این فقط یک مثال بود.

پس اگر ما به این کار دیگران را عادت ندادیم و همه ما را به عنوان یک فردی که از دیگران تعریف می کند نمی شناسند باید یواش یواش این کار را انجام دهیم که مقاومتی شکل نگیرد.

-2 نکته دوم اینکه بدون نیاز به آن فرد از او حسن جویی کنیم.

خوب کاملاً طبیعی است وقتی من با یک نفر دیگر مثلاً می روم سر یک قراردادی و می خواهیم در یک رستورانی یک قرار کاری بگذاریم و یک قراردادی ببندیم مطمئناً آن شخص از من حسن جویی می کند. چرا؟

چون با من کار دارد، من با اون کار دارم، کاملاً احترام همدیگر را نگه می داریم و از ویژگی های خوب همدیگر می گوییم.

اما هنر این است همانطور که از ویژگی های خوب آن فرد من بهش می گویم به ویژگی های خوب گارسون هم

اشاره کنم!

به ویژگی های خوب حسابدار یا مدیر آن رستوران هم اشاره کنم!

با اینکه حتی به آنها نیاز ندارم.

به عنوان تمرین شاید خوب باشهدکه از خودمان شروع کنیم؛

همین الان حداقل 11 ویژگی خوب در خودمان پیدا بکنیم و از همان ویژگی ها از خودمان تعریف بکنیم.

- آفرین که داری این کار را میکنی پیام.

- بارک ا... که این تصمیم را گرفتی.

- چقدر این ویژگی ات خوب است که به فکر همه هستی.

- چقدر آن ویژگی ات خوب است که آن طوری است.

همینطور از خودمان تعریف کنیم و حس خوبی بگیریم، ببینیم وقتی از خودمان تعریف می کنیم و ویژگی های خوب مان را می نویسیم، حالمان خوب می شود و دوست داریم روز به روز آن ها را بیشتر کنیم. حالا فرض کنیم این کار را برای دیگران انجام بدهیم، برای آنها هم اثر بخش خواهد بود.

پس اول از خودمان شروع می کنیم.

لطفاً همین الان فیلم را نگه دارید و حداقل 7 تا از ویژگی های خوب خودمان را یادداشت کنیم.

مطمئنم که شما الان فیلم را نگه می دارید و این کار را انجام می دهید.

گام بعدی این است که ویژگی های خوب نزدیکان و دوستان مان را انتخاب کنیم و حسن جویی کنیم.

اعضای خانواده، همکاران، دوستان صمیمی بی هیچ دلیل و مناسبتی!

همین طور مثلاً ساعت 11 صبح زنگ بزنیم به مادرمان، من می خواهم ازت تشکر کنم بابت این زحمت و هیچ کاری هم با شما ندارم.

آره بعضی ها آنقدر کم حسن جویی کرده اند که همه نگران می شوند، می گویند نکند گفتند که این هفته آینده می خواهد عمرت تمام بشود و تو داری با همه خوب ارتباط برقرار می کنی؟

مطمئناً ما نباید این طوری باشیم و یواش یواش حسن جویی ها را زیاد می کنیم و بعد در انتها باید یاد بگیریم از همه حسن جویی بکنیم حتی کسی که وظیفه اش را درست انجام می دهد هم باید ازش حسن جویی و تعریف کنیم و بعد ببینیم چقدر این کار نتیجه بخش است.

خُب چقدر حالا باید حسن جویی کنیم؟

آیا یک بار، دوبار، سه بار، ده بار، صدبار در روز! به نظر من کافی نیست.

یک لحظه به اطرافمان نگاه کنیم.

به دنیای اطرافمان اگر نگاه کنیم می بینیم انتقادها آنقدر زیاد است که ما اگر از صبح تا شب هم شروع کنیم

حسن جویی کردن شاید نتوانیم با همه آن انتقادها مقابله بکنیم.

پس کار ما این است که یک کاری بکنیم که اطرافیان ما از دنیا لذت ببرند.

آنقدر از ویژگی های خوب بگوییم و تعریف بکنیم که نهایت لذت را ببرند البته به این معنی نیست که هیچ انتقادی نکنیم.

انتقاد کردن هم اصولی دارد که روش آن را هم باید یاد گرفت و می توانید نحوه انتقاد کردن را جستجو بکنید که چطور انتقاد کنیم که اثر بخش باشد نه اعصاب خرد کنپس به این معنی نیست که حسن جویی یعنی اینکه ما هیچ وقت انتقاد نکنیم.

نه، انتقاد می کنیم آنجایی که لازم است و شرایطش هست.

نکته مهم این است که باید حسن جویی خیلی خیلی بیشتر از انتقاد باشد.

اگر تعداد انتقادهایمان بیش از حسن جویی است شاید نشان دهنده این باشد که عزت نفسمان پایین است.

حسن جویی کردن به این معنی نیست که هیچ مشکلی نیست، کشور ما گل و بلبل است و مردم ما عالی اند.

اصلاً !!

به معنی این است که من می خواهم دنیا را جای بهتری برای زیستن کنم و حس خوبی به خودم و اطرافیانم بدهم.

پس اگر می ترسیم حسن جویی کنیم و می گوییم پرو می شود و یک ویژگی خوب ندارد نشان دهنده این است که عزت نفسمان پایین است.

و یکی از گام های بسیار عالی برای ارتقاء عزت نفس تعریف کردن از دیگران است.

و از شما عزیزان خواهش می کنم یک حس خوب هم به ما هدیه بدهید و با نظرات تان در قسمت نظرات سایت به ما روحیه بدهید.

امیدوارم این برای همه ما یک فرهنگ بشود که در هر شرایطی هر اتفاق خوبی که رخ می دهد حسن جویی کنیم و از دیگران تشکر کنیم و چقدر خوب است که این کار را در جمع انجام بدهیم.

از توجهتان بی نهایت متشکرم و از شما خواهش می کنم حداقل 7 روز و روزی 7 مرتبه حسن جویی را با فرمول نام، تعریف و دلیل تعریف انجام بدهید و ببینیم که بعد از یک هفته خودمان و اطرافیانمان چه حس فوق العاده ای دارند.

از شما بی نهایت ممنونم و برویم تا دنیا را جای بهتری برای زیستن کنیم.

منبع : Bahrampoor.com


ماهنامه الکترونیکی سیب/ بهمن 98  
تاریخ به روز رسانی:
1398/11/07
تعداد بازدید:
173
نشريه الكترونيكي سيب
آدرس: شیراز، خیابان زند، جنب هلال احمر، ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز-طبقه هشتم-مدیریت روابط عمومی-نشریه الکترونیکی سیب
کدپستی: 71348-14336 تلفکس: 32308200-071 تلفن: 32122713-071
کلیه حقوق این وب سایت برای نشریه الکترونیکی سیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز محفوظ می باشد.
Powered by DorsaPortal