چند داستان از لقمان واربابش

حجت الله نوائی،کارشناس قرآن و عترت دانشگاه 

 چنانکه گفته شد،لقمان در آغاز کار،غلام سیاه آفریقایی بود که مطابق رسم برده فروشی آن عصر،او را فروختند ، وگویا چندین بار خرید وفروش شده ، و در طول این مدت دارای اربابانی بوده وسرانجام آزاد شده است، در رابطه با اربابش (یا اربابانش )نظر شما را به چند داستان زیر جلب می کنم:

1- تفکر طولانی

لقمان گاهی از مردم جدا می شد وتنها در مکانی می نشست وغرق در دریای فکر واندیشه می شد،ارباب او کنارش می آمد و می گفت:«ای لقمان! تو همواره تنها نشسته ای، برخیز به میان مردم بیا، وبا آنها مانوس باش.»

لقماندر جواب می گفت:«تنهایی طولانی برای فکر کردن،نتیجه بخش تر برای فهمیدن است، و اندیشیدن بسیار،دلیل راه بهشت است.»1

2-بهترین وبدترین غذا

روزی ارباب لقمان به لقمان گفت:گوسفندی را ذبح کن ودو عضو از بهترین عضوهایش را بپز وبرایم بیاور ، لقمان گوسفندرا ذبح کرد،وقلب وزبان آن را پختونزد اربابش نهاد.

روز دیگری اربابش گفت:دو عضو از بدترین عضو های آن گوسفند را بپز و نزد من بیاور، لقمان باز قلب وزبان را پخت ونزد اربابش آورد، ارباب پرسید از تو خواستم برترین عضو گوسفند را بیاوری قلب و زبان آوردی، سپس بدترین را خواستم، باز قلب وزبان آوردی ، علتچیست؟لقمان گفت:این دو عضو برترین هستند اگر پاک باشند، وبدترین عضو هستند اگر پلید باشند.2

3- زیان نشستن طولانی در توالت

روزی ارباب لقمان به توالت رفت، و ماندن او در آنجا طولانی شد، لقمان با صدای بلند که او بشنودگفت:«نشستن طولانی در توالت موجب درد جگر و ایجاد بواسیر، وجذب حرارت آلوده توالت به مغز خواهد شد، به طور اعتدال بنشین برخیز بیرون بیا»سپس همین مطلب را برای آموزش دیگران بر روی در بوستان که توالت در آنجا بود، نوشت.»3

4- کشف راز روسفیدی لقمان و روسیاهی بدخواهان او

ارباب لقمان، دارای باغها وغلامان بسیار بود، در میان غلامانش لقمان نیز دیده می شد، اربابش که ظاهربین بود ، غلامان سفید رو وزیبا را بر لقمان که قیافه نازیبا داشت، ترجیح می داد، مثلا غلامان را برای میوه چیدن و میوه آوردن به باغ می فرستاد، ولی لقمان را برای کارهای سخت وپست مانند جارو کشیدن می گماشت، وبه این ترتیب لقمان را تحقیر می کرد، با اینکه لقمان از نظر سیرت و فکر ومعرفت بر همه غلامان برتری داشت.

این شیوه نادرست ارباب باعث می شد که غلامان او نیز لقمان را ناچیز می شمردندوارزشی برای او قائل نبودند، وگاهی او را آزار می دادند.

ارباب در یکی از موارد، غلامان را برای چیدن میوه به باغ فرستاد، آنها به باغ رفتند ومیوه های مختلفی چیدند و آوردند ولی در غیاب ارباب، آن میوه ها را خوردند ، هنگامی که ارباب آمد وتقاضای میوه تازه کرد، غلامان به دروغ گفتند:«میوه ها را لقمان خورد.»

ارباب نسبت به لقمان بدبین شد، واز آ نپس با نظر خشم آلود به لقمان می نگریست وبا او بدرفتاری می کرد. لقمان از روی هوشیاری دریافتکه راز ناسازگاری و بد سلوکی ارباب او ، تهمت ناجوانمردانه غلامان است، نزد ارباب رفت وچنین پیشنهاد کرد:«ای آقای من !بیا وما را امتحان کن تا خوب وبد از میان مابرای تو آشکار گردد.

ارباب :چگونه شما را امتحان کنم؟

لقمان:به همه ما به مقدار فراوان از آب گرم بده وما را مجبور کن که آن را بنوشیم، سپس سوار بر اسب شو و به سوی بیابان بتاز، وفرمان بده تا ما پیاده به دنبال تو بدویم، وبا این کار، راز را کشف کن که آیا میوه ها را من خورده ام یا آنها خورده اند؟!

امتحان کن جمله ما را ای کریم سیرمان درده تو از آب حمیم 4

بعد از این ما را به صحرای کلان تو سـواره ما پیـاده در دوان

آنگـهان بنـگر تو بـدکردار را صـنع های کاشـف اسـرار را

ارباب همین امتحان را کرد، غلامان ولقمان را مجبور کرد که آب داغ بیاشامند، سپس سوار بر اسب شد ، وبه آنها گفت همه به دنبال من بدوید، آنها به دنبال ارباب دویدند، چندان نگذشت، حال آنها که میوه ها را خورده بودند استفراغ کردند، ولی از دهان لقمان جز آب صاف، چیزی بیرون نیامد.

به این ترتیب ارباب دریافت که میوه ها را غلامان خورده اند، و لقمان از میوه ها نخورده، و غلامان به او تهمت زده اند، لقمان نزد ارباب رو سفید شد، ولی غلامان رو سیاه وشرمنده شدند.

بنابراین غافل مباش که در روز قیامت نیز این گونه راز ها فاش می گردد، ومجرمان از پاکان مشخص می شوند:

حکمت لقمان چوتانداین نمود

پس چه باشد حکمت رب الوجود

یـوم تـُبلَی السـرائـرکُـلِّها

بـانَ مِـنکُم کـامِنٌ لایَشـتَهی5

نـار از آن آمـدعذاب کافر

انکه حجـر را نـار باشد امـتحان6

منابع: 

1-مجموعه ورّام ، جلد 1، ص 250و251 .

2-تفسیر بیضاوی وثعلبی، ذیل آیه 12لقمان، سفینه البحار، جلد2 ، ص 515.

3-مجمع البیان ج8، ص 317.

4-حمیم :داغ.

5-یعنی: روز قیامت که همه راز ها فاش گردد(چنانکه این مطلب در آیه 9ارق آمده است)آن شخص نیز که در میان شما شکم به حرام پر نکرده، از دیگران مشخص می شود.

6-یعنی:همانگونه که زرگر طلای سالم را از معیوب به وسیله آتش مشخص می کند،کافران نیز که معیوب هستند، به وسیله آتش دوزخ سوخته می شوند(دیوان مثنوی ، به خط میر خانی ، ج 1، ص 94).


 ماهنامه الکترونیکی سیب/ دی 98 
تاریخ به روز رسانی:
1398/10/02
تعداد بازدید:
622
نشريه الكترونيكي سيب
آدرس: شیراز، خیابان زند، جنب هلال احمر، ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز-طبقه هشتم-مدیریت روابط عمومی-نشریه الکترونیکی سیب
کدپستی: 71348-14336 تلفکس: 32308200-071 تلفن: 32122713-071
کلیه حقوق این وب سایت برای نشریه الکترونیکی سیب دانشگاه علوم پزشکی شیراز محفوظ می باشد.
Powered by DorsaPortal