نشریه الکترونیکی سیب/نشریه 81/شهریور 98
سدر ودارو در طب سنتی

  

سدر (گیجی ) :

ظلمت وتاریکی بصر ،احساس سیاهی رفتن چشم ها هنگام برخاستن است و فرد آمادگی سقوط پیدا می کند ولی افتادن به ندرت رخ می دهد ومقدمه دوار است .

سدر از جهت سقوط و سکون افعال ارادی مغز ،مشابه صرع است ،اما فرق آن است که سدر ازتشنج (اسپاسم ) وحرکات مضطربه  (حرکات تونیک کلونیک ) معرا می باشد ،یعنی سدر تشنج وحرکات تونیک کلونیک ندارد.

اسباب سدر:

سبب کلی سدر آن است  که روح نفسانی در فضاهای خالی دماغ  (مغز) و مجار آن به طور طبیعی نمی تواند نفوذ نماید ، پس ضرورتان ،دماغ سرد شده واز  عملکرد طبیعی خود باز می ماند.

افعال بدن توسط روح انجام میگیرد وروح به  مثابه حامل انرژی یا قوه یا توانایی انجام کار در بدن می باشد، توانایی روح در اعمال بدن به سه صورت است .1) قوه نفسانی یا حرکتی با منبع دماغی   2) قوه حیوانی یا حیاتی با منبع قلبی که منبع اصلی تولید روح است  3) قوه طبیعی با منع کبدی که تامین کننده تغذیه اعضا است.

در سدر روح نفسانی نمی تواند وارد مجاری دماغ شود همانند کاهش خونرسانی به مغزکه در طب رایج به عنوان علت سرگیجه بیان می شود ودو عامل درعدم ورود روح نفسانی به مغز دخالت  دارد.

الف خلط بارد غلیظ محتبس دربعضی منافذ روح که اگر این خلط از اسباب مسخنه چون آفتاب و آتش پوشانیدن سر و مانند آن گرم شود ، گرمی می پذیردو بعضی اجزای مستعد آن به بخار تبدیل می گردد (سدر خدری ) که این بخار مسیر های عبور رامسدود کرده و روح نفسانی نمی تواند وارد مغز شود.

ب) افتادن یا ضربه به سر (سدر مولم ) که آزردگی غشاهای مغزی ایجاد می شود وانقباض به تبع آن رخ می دهد که مانع نفوذ روح شده و بدان سبب قوای دماغ از تصرف در بدن باز می ماند . پس آدمی مهبوت می شود.(بهت :سدر ) و تا بقای آن کیفیت (تا بقای آن آزردگی )حس و حرکت از آدمی منعدم می شود (خارج می شود )یا در اثر آن ضربه ، سده یا انسداد ایجاد می شود (مثل خلط بارد که انسداد ایجدکرده بود ) و یا آنکه طبیعت به دفع الم (درد ) متوجه این جانب شود و اخلاط نیز به تبع توجه طبیعت بدان سو میل کنند واین انباشتگی  اخلاط موجب انسداد میگردد.

دوار (سرگیجه)

مرضی است که آدمی خود را ودماغ را وجمله اشیا رادر دوروگشت پندارد ونتواند ایستاده یانشسته ثابت بماند وبلکه ساقط شود (برزمین افتد ).بسیاراست که اورا سخن مردم ناخوش می آید زیرادر سخن گفتن تحریک روح نفسانی وجود دارد وروح باید به حرکت آید تا سخن را ادراک نماید و در این حال سرگیجه بیمار بدتر می شود ، و حالت وی مانندکسی است که دورنماید و به سرعت وبسیار چرخ زند .

سبب دوار:

سبب کلی دوار آن است که روح در تجاویف(فضاهای خالی ) ورگ ها و شریان های دماغ به  سببی از اسباب بجنبد وبگردد وهرگاه که روح باصره (حامل بینایی ) در دماغ بگردد چنان نماید که عالم گرد او می گردد (برخلاف سدر که روح نفسانی نمی تواند در درماغ آزادانه حرکت کند ) چرخش روح نفسانی در دماغ غیر  طبیعی است واحساس سرگیجه را  پدید می آورد.

ادامه دارد......

منابع:

مبانی طب ایرانی

وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی

 

دفتر طب ایرانی

 

ماهنامه الکترونیکی سیب /شهریور 98 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  6
کل بازديد:  91
بازدیدکنندگان برخط:  1