نشریه الکترونیکی سیب/نشریه 76/اسفند ماه 97
باج گیری عاطفی/1



آیا در روابط بین فردی، نزدیکان شما:

  • بی وقفه تهدیدتان می کنند که اگر مطابق میلشان رفتار نکنید، رابطه شان را با شما قطع می کنند؟
  • مستقیم و یا غیر مستقیم به شما می گویند که اگر به آن‌ها توجهی نکنید، به خودشان آسیب می رسانند و یا دچار افسردگی می شوند؟
  • هر چقدر هم که به آن‌ها بدهید، همیشه بیشتر و بیشتر می خواهند؟
  • مرتبا فرض می کنند که شما تسلیمشان خواهید شد؟
  • هرگز به احساسات و خواسته های شما توجهی نمی کنند؟
  • وعده های فریبنده می دهند و هرگز به آن‌ها عمل نمی کنند؟
  • هر زمانی مطابق میلشان رفتار نمی کنید شما را خودخواه، بد، طماع و بی توجه می خوانند؟
  • هر زمان که از آن‌ها اطاعت می کنید تحسینتان می کنند و هر زمان که نمی کنید، حرف هایشان را پس می گیرند؟
  • از پول به شکل اسلحه ای برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده می کنند؟

امروزه بیشتر مشکلات ما در روابط بین فردی‌مان به خاطر نوع ارتباطی است که با دیگران داریم .گاهی اوقات افراد در روابطشان وارد چرخه های باطلی می شوند که این چرخه ها آنقدر تکرار می‌گرددکه به نابودی رابطه یا ایجاد احساسات منفی بسیار شدیدی می انجامد. یکی از این چرخه ها چرخه ی باج گیری عاطفی است.

باجگیری عاطفی شکل بسیار مؤثری از تسلط بر دیگران است که در آن نزدیکان، تهدیدمان می کنند در صورت بی توجهی به خواسته هایشان ما را تنبیه خواهند کرد. این باج گیران خوب می دانند که رابطه با آن‌ها تا چه اندازه برایمان اهمیت دارد. از آسیب پذیری ما و از عمیق ترین رازهایمان آگاهند. این چرخه غالبا بین افرادی تشکیل می شود که به هم بسیار نزدیک هستند، مثل فرزندان و والدین، همسران، دوستان صمیمی و خواهر و برادرها و رئیس یا همکارانمان. آنان با وجود علاقه ای که به ما دارند، از این روش استفاده می کنند تا پاداش لازم را کسب نمایند یعنی اطاعت و تسلیم ما. اما، نکته ی بسیارمهم در ایجاد این چرخه این است که مسببین ایجاد این سیکل باطل هر دو طرف چرخه هستند.
اگر واضح تر بخواهم بگویم، ما در یک طرف چرخه شخصیت باج گیر عاطفی را داریم و در سوی دیگر چرخه، شخصیت مهرطلب(قربانی). و این سیکل به وجود نمی آید مگر با حضور هر دوی این شخصیت ها.

باج گیری عاطفی یک رفتار انتخابی است و همه ما به نوعی باجگیر عاطفی هستیم. یا به عبارت دقیق تر در بعضی از مواقع و در بعضی از روابط باجگیری عاطفی را انتخاب می کنیم.

افراد مهر طلب( قربانی)، همواره در جست و جوی تأیید هستند، برای اجتناب از عصبانیت و حفظ صلح و آرامش تلاش می کنند، همواره خود را به خاطر اتفاقاتی که برای دیگران می افتد سرزنش می کنند، به احساس تعهد و ترحم گرایش دارند، احساس می کنند باید تسلیم شوند چون این کار درستی است، نسبت به ارزش ها، هوش و توانایی های خود تردید دارند. اغلب خشم خود را سرکوب می کند (مدیریت نمی کند، بلکه سرکوب می کند و در وجودشان می ماند( از اینکه مورد انتقاد قرار گیرند بسیار ناراحت می شوند، در حالی که بخش آگاه ذهنشان از این موضوع بی خبر است! و خودشان را آدم ضعیفی در برابر انتقاد نمی بینند. اما ناخودآگاهشان هر انتقادی را حمله ای به شخصیتشان می بیند.

 در طرف دیگر چرخه باج گیر ها، ترس شدیدی از طرد شدن، محرومیت و صدمه دیدن دارند، احساس نا امیدی می کنند، نیاز شدید به کنترل شدن و کنترل کردن دارند، بار ها ناکامی را تجربه کرده اند، به منطقی یا غیر منطقی بودن تقاضا هایشان توجهی ندارند. آنها در روابط خود به طور آگاهانه یا نا آگاهانه از سه حربه "ترس، تعهد، و گناه" برای رسیدن به اهدافشان استفاده می کنند. در حربه "ترس"، آنها دقیقا می دانند که شما از چه چیز هایی می ترسید و از اطلاعاتی که درباره شما دارند به شکلی تهدید آمیز و بر علیه شما استفاده می کنند. حربه "تعهد"، زمانی توسط این افراد به کار می رود که حس وظیفه شناسی نسبت به دیگران و پایبندی به اصول اخلاقی در شما قوی تر از حس احترام به خود و مراقبت از خود باشد و به عبارت دیگر، نوعی عدم تعادل وجود داشته باشد. باج گیر ها از این وضعیت به نفع خود استفاده می کنند. "احساس گناه" نیز، در اصل، کمک می کند تا در صورت تخطی از قوانین فردی و اجتماعی احساس ناراحتی کرده و خود را سرزنش کنید. اما باج گیرها سعی می کنند دیگران را به خاطر مشکلاتی که خودشان مسئول آن هستند سرزنش کنند.

نکته جالب توجه این است که ما فکر می کنیم آنها برای استثمار ما برنامه ریزی کرده اند، در حالی که حقیقت این است که در بیشتر مواقع آن‌ها از رفتارشان آگاه نیستند. بیشتر باجگیران عاطفی افراد خوبی هستند و امکان دارد افراد رنج کشیده ای باشند ولی باجگیری عاطفی الگوئی از رفتارشان است که از خانواده یا جامعه یاد گرفته اند و با این الگو ارتباط برقرار می کنند بدون این‌که بدانند که به روابطشان آسیب می زنند.( در بیشتر مواقع اینطور هست نه در تمام مواقع(

معمولا باجگیر‌ها به چهار دسته تقسیم می‌شوند.

دسته اول ـ تنبیه‌کنندگان: این گروه افرادی هستند که دقیقا به ما می‌گویند از ما چه می‌خواهند و این‌که در صورت سرپیچی از خواسته‌شان چه عاقبتی خواهیم داشت و چه بلایی به سرمان می‌آورند. این گروه به آشکارترین شکل ممکن باجگیری می‌کنند و خواسته‌هایشان را به صورت آشکار یا با سکوت خود عملی می‌کنند. مثلا فردی که دوست ندارد همسرش به کار در بیرون از منزل ادامه دهد با جملات تهدیدی مانند اگر به کار کردن ادامه بدهی، طلاقت می‌دهم باجگیری می‌کند یا والدینی که تمایل دارند فرزندشان مطابق میل آنان ازدواج کند با گفتن جملاتی چون اگر با فلان کس ازدواج نکنی، از ارث محروم می‌شوی، خواسته خود را تحمیل می‌کنند. والدین باجگیر همواره در فرد انتخاب شده و در هر کسی که تهدیدی برای قدرت و تسلط آنها به شمار آید، عیب و ایرادی پیدا می‌کنند.

تنبیه‌کنندگان خاموش هم با سکوت وحشتناک خود، ما را تنبیه و دچار احساس عذاب وجدان و گناه می‌کنند. آنها آن‌قدر به سکوت خود ادامه می‌دهند تا بالاخره تسلیم خواسته‌هایشان شویم.

دسته دوم ـ خود تنبیه‌کنندگان: این گروه از طریق خود باجگیری خشمشان را متوجه خود می‌کنند و تاکید دارند اگر به خواسته‌هایشان نرسند، چه بر سر ما می‌آورند. تهدیداتی مانند اگر مرا ترک کنی خودم را می‌کشم، معمولا بیشتر توسط باجگیران خود تنبیه‌کننده بیان می‌شود.

خود تنبیه‌کنندگان اغلب افرادی نیازمند و به گونه‌ای افراطی وابسته هستند که معمولا فضایی پرتنش در اطراف خود ایجاد می‌کنند و همیشه هم اطرافیان را مسئول بدبیاری‌هایشان می‌دانند. آنان آن‌قدر قربانی خود را در تنگنا قرار می‌دهند تا خواسته‌هایشان عملی شود. معمولا جوانان و نوجوانان از این نوع باج‌خواهی برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند و اغلب والدین هم تسلیم خواسته‌هایشان می‌شوند.


 

صفحه بعد

ماهنامه الکترونیکی سیب / اسفند 97 

 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  167
بازدیدکنندگان برخط:  1