نشریه الکترونیکی سیب/نشریه 76/اسفند ماه 97
داشتن روح پلید،مجازات گنهکار مغرور

 

 

عصر حضرت شعیب علیه السلام بود،یک نفر مغرور گنهکار که بازوان ستبر و سلامتی و پیکر چاق و چله ای داشت، به هر که می رسید می گفت : ((من با اینکه گنهکارم خداوند مرا هیچگونه مجازات ننموده، و از هر نظر در سلامتی و عافیت هستم، پس مجازات الهی دروغ است.))

خداوند به حضرت شعیب علیه السلامالهام کرد به آن شخص بگو : ((ای احمق !چقدر تو را مجازات کنم ،تو ظاهر سالمی داری ولی باطنت سراسر تیره و تار است ،قلب کور و واژگونه داری، از این رو گوش شنوا و چشم بینا و دلی آگاه و پند پذیر نداری ، آیا آن همه بلا و بیماری کافی نیست؟! ))

شعیب علیه السلامسخن خداوند را به او ابلاغ کرد . او گفت :اگر خداوند مرا مجازات کرده ، نشانه آن چیست ؟ شعیب علیه السلاماز خدا خواست تا نشانه مجازات او را بیان کند ، خداوند به شعیب علیه السلامالهام کرد : (( نشانه اش این است که از عبادتهایی که انجام می دهی مانند نماز ، روزه ، زکات و ... هیچگونه لذت روحی نمی بری ، اطاعت تو ظاهری زیبا دارد ،ولی باطن آن همچون گردویی پوچ است ، گردوی پوچ را اگر در زمین بکاری ، هرگز رشد نخواهد کرد.))

از نماز و زکات و غیر آن             لیک یک ذره ندارد ذوق جان

طاعتش نغز است و معنی نغرنی     جوزها بسیار در وی مغز نی

دانه بی مغز کی گردد نهال            صورت بیجان نباشد جز خیال

حضرت شعیبعلیه السلامسخن خداوند را به او ابلاغ کرد ، او به راز مطلب متوجه شد و همچون الاغ در گل فرو ماند .1

عشق و دلدادگی شعیب علیه السلامبه خدا

از رسول خداصلی الله علیه و آل وسلمنقل شده فرمود : حضرت شعیبعلیه السلامبه عشق خدا آنقدر گریه کرد تا نابینا شد ، خداوند او را بینا کرد ، باز آنقدر گریست تا نابینا شد ، باز خداوند او را بینا کرد ، برای بار سوم نیز آنقدر به عشق الهی گریست که نابینا شد ، خداوند باز او را بینا کرد ، در مرتبه چهارم ، خداوند به او چنین وحی کرد :

(( ای شعیب ! تا کی به این حالت ادامه می دهی ؟! اگر گریه تو از ترس آتش دوزخ است ، آن را بر تو حرام کردم ، و اگر از شوق بهشت است ، آن را برای تو مباح نمودم .))

شعیبعلیه السلامعرض کرد :

((الهی و سیدی انت تعلم انی مابکیت خوفا من نارک و لا شوقا الی جنتک ، والکن عقد حبک علی قلبی فلست اصبر او اراک؛ای خدای من و ای آقای من ! تو میدانی که من نه از خوف آتش دوزخ تو گریه می کنم و نه به خاطر اشتیاق بهشت تو ، بلکه حب و عشق تو در دلم گره خورده که قرار و صبر ندارم تا تو را (با چشم دل)بنگرم و به درجه نهایی عرفان و یقیین برسم ، و مرا به عنوان حبیب درگاهت بپذیری .))

خداوند به شعیب فرمود : (( اکنون که دارای چنین حالتی هستی به زودی کلیم و همسخن خودم موسیعلیه السلامرا خدمتگزار تو می کنم

.))2

1-        دیوان مثنوی مولانا،دفتر دوم.

2-       علل شرایع،ص30و31،بحار،ج12،ص381،چنانکه در شرح زندگی حضرت موسی علیه السلامذکر خواهد شد،حضرت موسی علیه السلامبیش از ده سال چوپان حضرت شعیب علیه السلامگردید.

))تهیه وگردآوری حجت اله نوائی اداره قرآن وعترت دانشگاه))                           این داستان ادامه دارد......


 

ماهنامه الکترونیکی سیب /اسفند 97

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  294
بازدیدکنندگان برخط:  1