نشریه الکترونیک سیب/نشریه 69/مرداد97
ازدواج


 

هر دختر و پسری که تصمیم به ازدواج می‌گیرند به دنبال دستیابی به یک زندگی موفق و آرام هستند اما گاهی عواملی مانع شکل‌گیری زمینه مناسب اجتماعی وروانی ازدواج موفق می‌شود یا روند آن را دچار مشکل می‌کند. برخی از این موانع زمینه‌های روانشناختی، تفکری، انتظارات و باورهای فردی، خانوادگی و اجتماعی را نسبت به ازدواج در بر می‌گیرد که لازم است قبل از ازدواج مورد بررسی قرار گیرند وترمیم شوند.

پیش نیاز های ازدواج

باورها و افکار هر فردی احساسات و رفتار او را می‌سازد و ارتباط او را با دیگران شکل می‌دهد. این که یک فرد چه انتظاراتی نسبت به ازدواج و زندگی دارد، انتخاب و ازدواج او را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

گاهی انتظار و نگاه ما به زندگی و ازدواج نگاهی مصرف‌کننده است، به این معنا که همیشه در ارتباط با دیگران به دنبال دستیابی به خواسته‌های خود هستیم، این باور که همیشه دیگران نسبت به من مسئولیت‌هایی دارند و باید نیازها و خواسته‌های من برآورده شود بدون اینکه من در مقابل آن‌ها مسئولیت داشته باشم، سبب می‌گردد که در انتخاب و ازدواج بدون توجه به شرایط، ویژگی‌ها و توانایی‌های فردی خود به دنبال بهترین‌ها باشیم و با این شرایط ممکن است هیچ گاه به فرد مناسبی بابت ازدواج دست نیابیم یا اینکه حتی پس از انتخاب نیز دچار مشکلاتی شویم. پس این نوع نگاه و تفکر باید قبل از تصمیم به ازدواج شناخته و تصحیح و تبدیل به نگاهی تولیدکننده شود. به این معنا که بپذیریم همانطور که دیگران وظایفی دارند ما نیز باید بتوانیم انتظارات ونیازهای آن‌هارا برآورده کنیم، اگر از طرف مقابل توجه، احترام و محبت می‌خواهیم باید این توانایی را داشته باشیم همین شرایط را برای او ایجاد کنیم. این نوع رابطه یک رابطه دو طرفه است ومی‌تواند زمینه‌ساز یک انتخاب و ازدواج موفق باشد.

تفکر همه یا هیچ مشکلات بسیاری را در ازدواج به وجود می‌آورد و گاه باعث می‌شود فرد برای همیشه از تشکیل زندگی مشترک صرف‌نظر کند. جملاتی مانند " اگر نتوانم با او ازدواج کنم، هرگز هیچ کس دیگری نمی‌تواند جای او را پر کند." نمونه‌ای از این تفکر است.

اغراق در جنبه‌های منفی و کم‌ارزش کردن جنبه‌های مثبت نیز از دیگر مسائلی محسوب می‌شود که می‌تواند انتخاب و ازدواج را تحت تأثیر خود قرار دهد. فرد وقایعی مانند دلیل پیشرفت و توانایی دیگران را، بسیار کوچک و دست کم می‌گیرد یا این که بعضی از وقایع مانند مشکلات و نگرانی‌های خودش را، بیش از حد بزرگ جلوه می‌دهد. این نگرش سبب ناامیدی و بدبین شدن فرد می‌شود.

وقتی شخصی خود، دیگری یا یک موقعیت را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، وجوه منفی را بزرگ و وجوه مثبت را کوچک می شمرد. مثلاً جوانی که فکر می‌کند "چون مدرک تحصیلی دانشگاهی ندارم، باید قید ازدواج را بزنم." چنین تفکری داشته است؛ چرا که نداشتن مدرک تحصیلی دانشگاهی را در خود بزرگ جلوه داده و دیگر ویژگی‌ها و خصوصیاتش را نادیده گرفته یا کوچک می‌شمارد. در حالی که در برخورد صحیح با این موضوع لازم است حد وسط و معیار منطق رعایت شود. مثلاً "بهتر است با کسی ازدواج کنم که از نظر سطح تحصیلی با من تناسب دارد."

 

فردی را تصور کنید که با وجود داشتن پشتکار، انگیزه، استعداد و شرایط مساعد، توانایی‌های خود را بی‌ارزش و کم اهمیت می‌داند و به دلایل کم اهمیت، امری مانند ازدواج را به تعویق می‌اندازد. این روش باعث می‌شود فرد موقعیت‌های مناسب احتمالی را به تدریج از دست بدهد.





ماهنامه الکترونیکی سیب /مرداد 97

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  154
بازدیدکنندگان برخط:  1