نشریه الکترونیک سیب/نشریه 69/مرداد97
حضرت زکریا علیه السلام


 

 ادامه داستان .....

 

نجات زکریا از تنهایی

سالها بود که حضرت زکریا علیه السلام از تنهایی و نداشتن فرزند که یارویاور او باشند رنج می برد و با امیدی سرشار به خدا دل می بست و از خدا می خواست که او راتنها نگذارد . سر انجام خداوند او را ازتنهایی بیرون آورد و یحیی را به او داد و زندگی او و همسرش را با داشتن چنین فرزندی نورانی سامان بخشید . خداوند از این رو آنها را مورد الطاف سرشارش قرار داد که در انجام نیکیها سرعت می نمودند و همواره به خاطر عشق به رحمت خدا و ترس از عذاب او ، او را میخواندند ، و خضوع و اخلاص خاصی در درِ خانه خدا داشت . 1 یحیی همدم و مونس خوبی برای پدر و مادرش بود ، و عصای پیری آنها در جهت ظاهر و باطن به شمار می رفت ، و به راستی که آنها را از تنهایی بیرون آورد ، و یارو فرزند صالحی برای آنها شد . آری کسانی که با قلبی صاف و پاک ، و اخلاصی بی شائبه به درگاه خداوند بروند این گونه به نتیجه درخشان می رسند ، و زندگی باصفاو درخشنده پیدا می نمایند .



شهادت جانسوز حضرت زکریا

هنگامی که حضرت مریم به قدرت الهی بدون شوهر باردار شد شیطان وسوسه گر به میان بنی اسرائیل رفت واین تهمت ناجوانمردانه و بسیار زشت را به مردم القاء کردکه اگر مریم باردار شده کار زکریا است .
همین تهمت ناجوانمردانه باعث شد که عده ای از اشرار تصمیم گرفتند حضرت زکریا را به قتل برسانند به همین منظور به سوی او هجوم بردند. او از دست آنها گریخت . در بیابان به نزدیک درختی رسید . آن درخت به زبان آمد و گفت : (( ای پبامبر خدا نزد من بیا )) زکریا کنار آن درخت رفت ، درخت شکافته شد ، زکریا به داخل تنه درخت رفت ، سپس تنه درخت به هم پیوست و به این ترتیب آن درخت به زکریا پناه داد .
ابلیس به آنجا رسید و گوشه ای از عبای زکریا را گرفت و در بیرون درخت نگه داشت ، سپس دید گروهی در جست و جوی کسی هستند ، از آنها پرسید در جست و جوی چه کسی هستید ؟ گفتند : در جست و جوی زکریا هستیم .
ابلیس گفت : او کنار این درخت آمد و جادو کرد ، بر اثر سحر و جادوی او تنه این درخت شکافته شده او به درون این درخت رفت . نشانه اش همین قسمت عبای او است که در بیرون درخت مانده است .
آنها تبر تهیه کردند و همچنین اره آوردند و آن درخت را قطع کرده سپس با اره قطعه قطعه کردند ، به این ترتیب حضرت زکریا مظلومانه در میان آن درخت به شهادت رسید .
خداوند بر آن سنگدلان جاهل غضب کرد ، بد ترین خلق خود را بر آنها مسلط نمود ، که انتقام خون حضرت زکریا را از آن ها گرفت .2
پس از شهادت زکریا خداوند فرشتگان را کنار پیکر مطهر او فرستاد .
آنها آمدند و بن زکریا را غسل دادند و کفن کردند ، و سه روز پشت سر هم آمدند و نماز بر آن خواندند ، سپس او را به خاک سپردند3

 
 
 
پایان داستان 
منابع:

1-انبیاء-90تا98
2-تاریخ کامل ابن اثیر ج1ص170تا175وبحارج14ص179تا189
3-بحار ج14ص179



ماهنامه الکترونیکی سیب /مرداد  97

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  220
بازدیدکنندگان برخط:  1