نشریه الکترونیک سیب/نشریه 68/تیر 97
تاریخچه طب سنتی ایرانی/2
 

 

نخستین پزشک آریایی به نام تریتا (اتر) نامیده شده که به منزله اسکلپیوس یونانیان وآسکولاپیوس رومیان است. همچنین از مندرجات کتاب‌های مختلف زبان پهلوی چنین برمی آید که نخستین پزشک آریایی در جراحی نیز دست داشته است. تریتا از خواص دارویی گیاهان مختلف نیز آگاهی کامل داشته و بویژه خود عصاره ی آن‌ها را مهیا می ساخت. نام تریتا نه تنها در پزشکی ایران به جامانده است بلکه در هندوستان نیز نخستین پزشک آریایی شناخته شده و از این معلوم می شود تریتا هنگامی زیسته است که آریاییان هند و ایران از هم جدا نبوده اند و پزشکی دو قوم همجوار با یکدیگر وابسته بوده است.از آریایی دیگری بنام ترای تئونا (فریدون ) در کتب ایران و هند یاد شده که در ستاره شناسی و ساختن تریاق ماهر بوده است. .

بهرحال در تاریخ ظاهرا اولین کسی که طب را بصورت منظم و مدون ارائه کرد و آنرا از سحر و جادو جدا ساخت بقراط بود که اورا پدر علم طب نامیده اند ( ۴۶۰ - 355 قبل از میلاد مسیح ) . پس از بقراط ، جالینوس ( سال 199- ۱۲۹ میلادی ) مدرسه جدیدی برای تشریح بنا کرد و آثارش مدت هزار سال مبنای عقاید طبیعی دانان قرار گرفت .اساس روش درمانی بقراط و جالینوس بر اساس طب مزاجی بود لذا بعضی اساس طب مزاجی را از یونان می دانند و به آن طب یونانی لقب داده اند . اما جالب است که در این زمینه گفتار آقای سیریل الگود نویسنده کتاب تاریخ پزشکی ایران را بشنویم که در صفحه ۳۶ این کتاب می گوید :” تا آنجا که از اطلاعات بدست آمده معلوم می شود ، در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته تر از آشور بود . حتی به جرات می توان پا را فراتر نهاده گفت که ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده به یونانیان تعلیم داده اند .حتی خود یونانی ها هم فرضیه طبایع چهارگانه خود را یک فرضیه بیگانه می شناختند و به رسم آن زمان آن را ایرانی می نامیدند. دکتر نجم آبادی نیز در کتاب تاریخ طب در ایران ضمن اشاره به این مطلب اذعان می کند که” مکتب طبی زرتشت خیلی پیش تر از مکاتب طبی یونان ، در عالم وجود داشته است” . اما بهرحال در میان مورخین در مورد مبدا طب مزاجی اتفاق نظر وجود ندارد. در قرن چهارم میلادی مردم و اطباء کم کم روش منطقی بنا نهاده شده توسط بقراط و جالینوس را رها کردند وبرای درمان بیماریها به معالجه با جادو ، دفع اجنه و طلسم متوسل شدند. بطوریکه تا سالهای متمادی روش بقراط و جالینوس به فراموشی نهاده شده بود. تا این که در جنگ های ایران و یونان آثار طبی بقراط و دیگر اطبای یونانی بدست ایرانیان افتاد . با تأسیس مدرسه جندی شاپور و ترجمه آثار مهم نویسندگان یونانی ، بکمک دانشمندان ایرانی طب به فراموشی نهاده شده یونان دوباره مسیر کمال خود را بازیافت.

 در کشور ما طبّ و طبابت ادوار مختلفی دارد که مهم ترین آنها عبارتند از: 1. دوران هخامنشی، 2. دوران ساسانی، 3. دوران اسلامی.

 1. دوران هخامنشی

این دوره یکی از ادوار درخشنده و پرثمر طبّ ایران است و در ۲۵۰۰ سال پیش، این علم دارای منزلت خاصّی بوده است زیرا در کتب مذهبی زرتشت نیز به خصوص از بهداشت، بسیار سخن گفته شده است. بنابراین از این دوران پزشکان طبقه بندی شده اند که مهم ترین آن‌ها طبیب (پزشک)، جرّاح (کاردْ پزشک)، منتر پزشک و گیاه پزشک یا پسیانز هستند که در «اوستا» می توان به یادداشت هایی در این مورد دست یافت

2. دوران ساسانیان

انتقال اصل و مایه طبّ، از دوران هخامنشی به دوران ساسانی بود، امّا بر اثر اختلافات مذهبی که در امپراتوری روم شرقی بین امپراتوران با دانشمندان و پزشکان پیدا شد، دوران جدیدی در تاریخ طبّ ایران و در نتیجه در طبّ اسلامی پدیدار شد. ایران از همسایگان کشورهای روم شرقی بود، بنابراین دانشمندان و پزشکان عالی رتبه از مرز ها به ایران مهاجرت کردند و به تعلیم این دانش اشتغال ورزیدند و به این ترتیب بیمارستان و «مدرسه جندی شاپور» تأسیس شد. در دوران انوشیروان انقلاب بزرگی در علم طبّ ایران و جهان به وقوع پیوست که همانا تأسیس «اوّلین کنگره پزشکی» برای مناظره و مباحثه پزشکان در مورد فلسفه و طبّ بوده است.

صفحه قبل/  صفحه بعد 

ماهنامه الکترونیکی سیب /تیر 97



 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  2
کل بازديد:  47
بازدیدکنندگان برخط:  1