نشریه الکترونیک سیب/ نشریه67/خرداد 97
زکریا

سالها از زندگی عمران و همسرش حنه گذشت آنها دارای فرزند نشدند، حنه همچون زنان دیگر آرزو داشت که دارای فرزند شود، وبا دیدن کودکی احساساتش برای داشتن فرزند به جوش می آمد. تا اینکه روزی در زیر درختی نشسته بود، پرنده ای را دید که به جوجه های خود غذا می دهد، مشاهده ی این محبت مادرانه آتش عشق به فرزند را در دل او شعله ور ساخت ، و از صمیم دل از خدا تقاضای فرزند کرد، چیزی نگذشت که دعای خالصانه او اجابت شد و او باردار گردید .

طبق بعضی از روایات ، از سوی خدا به عمران وحی شد که به زودی خداوند پسر پر برکتی که می تواند بیماران غیر قابل درمان را درمان دهد و مردگان را به فرمان خدا زنده نماید به تو عنایت خواهد کرد، عمران این مطلب را به همسرش حنه خبر داد.

حنه وقتی که باردار شد، تصور می کرد که فرزند مذکور، همان است که در رحم دارد(غافل از آنکه منظور از آن پسری که خداوند به عمران وحی نمود، نوه عمران به نام عیسی (ع) است، که حنه برای مادر او(مریم) باردار می باشد .)

به همین دلیل حنه نذر کرد که کودک پسر خود را وقتی که بزرگ شد خدمتگذار مسجد بیت المقدس قرار دهد .

ولی وقتی که فرزندش متولد شد دید دختر است، نگران شد که چه کند، زیرا خدمتگذاران مسجد را از میان پسران انتخاب می کردند، از این رو گفت : ( پسر همانند دختر نیست .)

 سپس افزود: خدایا من نام این دختر را مریم(علیهاالسلام) می گذارم، و او فرزندانش را از وسوسه های شیطان رجیم در پناه درگاه تو قرار می دهم.1

مریم(علیهاالسلام) به معنی زن عبادت کننده و خدمتگذار است . از آنجا که حنه می خواست او را خدمتگذار مسجد و عبادت کننده در مسجد بیت المقدس قرار دهد، نام او را مریم (علیهاالسلام) نهاد . کم کم مریم(علیهاالسلام)  بزرگ شد و با اینکه دختر بود، خداوند او را به عنوان خدمتگذار مسجد بیت المقدس پذیرفت.

مطابق تواریخ ، عمران پدر مریم قبل از تولد مریم از دنیا رفت، از این رو وقتی که مریم خدمتگذار مسجد شد نیاز به سرپرست داشت، حنه مریم را که کودک بود به بیت المقدس نزد علما و دانشمندان یهود آورد و گفت : (( این کودک هدیه به بیت المقدس است ، سرپرستی او را یک نفر از شما بر عهده بگیرد.))

چون آثار عظمت از چهره مریم (علیهاالسلام) دیده می شد، گفتگو در میان دانشمندان بنی اسرائیل در گرفت، هر کدام از آنها می خواست این افتخار نصیب او شود .

سرانجام تصمیم گرفتند قرعه کشی کنند ، به کنارنهری آمد ند. حضرت زکریا نیز جزء آنها بود . قلم ها و چوب هایی را که به وسیله ی آنها قرعه می زدند حاضر کردند ، نام هریک از داوطلبان سرپرستی مریم را روی آ چوب ها نوشتند و آن قلم ها را در میان آب انداختند ،  هر قلمی که در میان آب فرو می رفت ، بازنده بود و تنها قلمی که روی آب ماند ، قلمی بود که نام زکریا روی آن نوشته شده بود . به این ترتیب مریم به سر پرستی زکریا درآمد ،زیرا علاوه بر مقام نبوت ، شوهر خاله ی مریم نیز بود . حضرت زکریا هم چنان سر پرستی حضرت مریم(علیهاالسلام) را برعهده گرفت تا مریم بزرگ شد .  

                           

                     ماهنامه الکترونیکی سیب /خرداد   97

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  317
بازدیدکنندگان برخط:  1