نشریه الکترونیکی سیب/شماره 66/اردیبهشت 97
مذهب و اسلام


 پله پله تا انتخاب 

پاسخ بسیاری از دختر و پسران جوان در آستانه ازدواج به این سوال که همسر آینده‌شان باید دارای چه ویژگی هایی باشد، می گویند: یک همسر خوب می خواهم. حتی پدر و مادر ها هم می گویند دنبال یک دختر خوب یا پسر خوب برای فرزند خود هستند. واژه "خوب" از جمله واژه هایی است که به دلیل گستردگی و ابهام برای حل این مشکل راهگشا نیست. نکته دیگر در این خصوص تفاوت معیارهاست. آیا می توان برای همه ی دردها یک نسخه تجویز کرد؟ آیا باید معیارهای یک همسر شایسته در همه یکسان باشد؟ مسلماً هر دختر و پسری به درد هم نمی خورند. تشخیص ملاک و معیارهای ازدواج موفق چندان ساده نیست و به عوامل متعددی بستگی دارد، شرایط سنی، شرایط فرهنگی و خانوادگی، تحصیلات، باورها و اعتقادات و ... همه و همه در تعیین ملاک و معیار در انتخاب همسر تأثیرگذار است. علاوه بر این مشکل دیگر در تعیین معیارها میزان و ضریب ملاک و معیارهاست، به طور مثال اگر جوانی ده ملاک و معیار برای خود دارد، کدام یک اصلی و کدام یک فرعی است؟ اولویت این ملاک ها چگونه تعیین می شود؟ از کدام ملاک ها می توان صرف نظر کرد و کدام ملاک را باید شرط لازم تدوام زندگی برشمرد؟ بنابراین موضوع ملاک و معیار بحثی بسیار جدی در همسریابی است و باید به این نکته توجه داشت که نمی توان برای ازدواج فرمولی تعیین کرد که حاصل آن همسر شایسته برای افراد مختلف باشند.

فردی که بلوغ کامل از جنبه های مختلف رسید؛ به شناخت کافی نسبت به خود دست یافته باشد می تواند در اتخاب همسر خود معیارها و ملاک هایی را مشخص کند تا بتواند به وسیله آن ها به ارزیابی طرف مقابل بپردازد و تا اندازه  زیادی از آفت های خطرناک انتخاب های احساسی مصون باشد.

بسیاری از جوانان معیارهایی که بتواند ملاک سنجش مطمئنی در انتخاب باشد، ندارند به همین دلیل خیلی زود تحت تأثیر ملاک های دهان پرکن، عرفی و سطحی قرار می گیرند، معمولاً اکثریت افراد چند مفهوم کلی اخلاق، ایمان، خانواده، تحصیلات و ... را بیان می کنند و زمانی که از آن ها خواسته می شود تعریف خاصی از این مفاهیم داشته باشند سر در گم می شوند و معنی خاصی بابت این مفاهیم مدنظر ندارند، اما برای رسیدن به ملاک هایی که بتواندد سنگ محک مطمئنی برای انتخاب باشد باید قواعدی را رعایت کرد.

مراحل تنظیم معیارها و ملاک ها:

1.        جزئی کردن ملاک ها و معیارها: داشتن معیارهای کلی با نداشتن معیار تفاوت چندانی ندارد. باید تفسیر شما از معیارها کاملاً مشخص شود تا بتوان به وسیله آن انتخاب درستی انجام داد. به طور مثال اگر معیار کلی اخلاق است ویژگی های اخلاقی که فرد درنظر دارد را به صورت جزئی مشخص کند تا بتواند در طرف مقابل ارزیابی کند.

2.        واقعی کردن معیار: معیار ها را نباید خیلی ایده‌آل فرض کرد. معیارها را واقعی انتخاب کنیم. ملاک ها را باید به گونه ای انتخاب کرد که با واقعیت افرادی که در معرض انتخاب ما هستند و همچنین ویژگی های فردی خود ما تناسب داشته باشند.

3.        درجه بندی معیارها، متناسب با انتخاب خویش: معیارهای ما باید بنا به ویژگی های فردی خود ما درجه بندی داشته باشد معیارهای درجه یک و درجه 2، معیارهای درجه یک که حتی اگر یکی از آن ها در طرف مقابل نبود به راحتی و خیلی محکم نه می گوییم و درواقع خط قرمزهایی درانتخاب همسر مطلوب محسوب می شوند. مثلاً بحث اعتیاد طرف مقابل که می تواند جزء معیارهای درجه یک باشد. ولی معیارهای درجه 2 اگر یک چند تا از آن نباشد اشکالی ایجاد نمی کند و اگر وجود داشته باشد بهتر است.

4.        توجه به هر معیاری به اندازه ارزش: در درجه بندی معیارها باید ارزش واقعی آن ها را در نظر گرفت. برخی اوقات حساسیت ها و جزئی نگری های بیش ازحد افراد را به کمال گرایی می رساند و از طرف مقابل انتظاراتی دارد که سنخیت خاصی با وجود خود فرد ندارد و انتظارات واقع بینانه در این زمینه وجود ندارد.

مسلماً هیچ فردی نمی تواند تمام معیارها و ملاک ها را در کنار هم داشته باشد و هرفردی در کنار محاسن، کمی ها و ضعف هایی نیز دارد که باید در انتخاب معیارها و ملاک ها این موضوع را مورد توجه قرار داد.

معیارهای کلی مهم در ازدواج:

اخلاق

ایمان (باورها و اعتقادات)

ویژگی های ظاهری (جذابیت)

اشتغال و اقتصاد

تحصیلات

خانواده

ویژگی های فرهنگی و ...

تقریباً می توان گفت که این ویژگی ها جزء ملاک ها و معیارهای اصلی فردی بابت ازدواج می باشد که در مباحث بعدی به طور اختصاصی به هریک از آن ها خواهیم پرداخت.






ماهنامه الکترونیکی سیب /اردیبهشت 97

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  2
کل بازديد:  118
بازدیدکنندگان برخط:  1