نشریه الکترونیکی سیب/شماره 63/بهمن 96
مدیریت روابط عمومی
 
قسمت 26

ادامه نظريه هاي ارتباطي

در اين بخش تلاش مي شود خلاصه اي از رايج ترين نظريه هاي ارتباطي بيان شود:

و)هربرت مارشال مک لوهان(1980-1911):

مارشال مك لوهان جامعه شناس و فيلسوف كانادايي و استاد دانشگاه تورنتو در سال 1911 در ادمونتون كانادا چشم به جهان گشود و پس از پايان تحصيلات مهندسي به ادبيات عصر اليزابت علاقه مندي نشان داد و رساله دكتراي خود را در آن زمينه نوشت. مشهور ترين آثار مك لوهان كه عمدتا در زمينه ارتباطات است بدين شرح  است :

كهكشان گوتنبرگ- شناخت وسايل ارتباطي- جنبشهاي 1990- براي درك رسانه ها- پيام و ماساژ- جنگ و صلح در دهكده جهاني و « جنگل الكترونيك» قرن بيستم. مك لوهان معتقد است اگر چه فن آوري منبعث از ذهن و عمل انسان است، انسان هر عصر و دوره اي، خود زاييده فن آوري زمان خويش است. به عبارت ديگر هر فن آوري بشر را به تدريج در فضاي تازه اي قرار مي دهد و هر فضاي تازه عاملي تعيين كننده در سرنوشت و زندگي بشر به شمار مي رود.

او فن آوري را كمدي الهي مي خواند . به اعتقاد او نوع بشر به بهشتي زميني هدايت شده است كه با استفاده از ابزارهاي ساخته دست خود، خويشتن را از رنج جسماني آزاد مي كند. مك لوهان در دهه 1960 به ويژه از تلويزيون به عنوان رسانه اي هوشمند ياد مي كند و همچون اسقفهاي اعظم، اين رسانه را غسل تعميد مي دهد. او تلويزيون را پرستشگاه و امواج آن را بشارت الكترونيك نام مي نهد. او از آگاهي ژرف و تازه دهه خبر مي دهد و اين رسانه كما بيش تازه را مروج آن مي خواند . به پندار او همه اين شئون را به نظم و ايمان تبديل مي كند.

او مدعي است وسايل ارتباط جمعي كه عامل انتقال فرهنگ است تاثيري شگرف بر فرهنگ دارد. او اين نظر را با جمله « رسانه پيام است » مطرح مي كند و آن را به عنوان يكي از فصلهاي كتاب خود قرا رمي دهد و در آثارش به طور مكرر به آن اشاره دارد.

مك لوهاين معتقد است كه « جوامع ، بيشتر در اثر ماهيت وسايل ارتباطي شكل گرفته اند تا در نتيحه محتواي ارتباط» به عقيده او رسانه نه تنها از محتواي پيام خود جدا نيست بلكه به مراتب مهمتر از خود پيام نيز هست و در آن تاثيري چشمگير دارد.

در اينجا اين پرسش اساسي مطرح مي شود كه : هنگام پيدايي يك تكنيك جديد، فرهنگ موجود، فرهنگ مرحله قبلي است و بدين ترتيب همان فرهنگ قديم به عنوان محتواي وسيله ارتباطي جديد استفاده مي شود.

براي مثال هنگام پيدايي خط ، پيامهاي قابل انتقال به ديگران افسانه ها يا شايعاتي هستند كه در شرايط فرهنگي خاص تمدن كهنه عصر ارتباط شفاهي پديد آمده اند و جز آنهاچيزي براي انتقال به افراد وجود ندارد.

البته مك لوهان اين تناقض را انكار نمي كند. بلكه در نظام فكري خود آن را مي پذيرد. او معتقد است كه ميان فرهنگ در حال زوال و رسانه هاي جمعي جديد نوعي تعارض وجود دارد.اين تضاد ميان تكنيك هاي تازه و فرهنگ قديم تا هنگامي كه جامعه شكل زندگی و طرز فكري منطبق با آن را ايجاد نكرده است، باقي مي ماند و در نتيجه آن نوعي بحران فرهنگي كه در هر تغيير و تحول اجتماعي قابل مشاهده است، پديد مي آيد.

مك لوهان بر اين باور بود كه اغلب فن آوري ها يك اثر تشديد كننده دارند و موجب مي شوند تا حواس آدمي از يكديگر كاملا تفكيك شوند. از اين رو هر يك از وسايل ارتباطي در امتداد يكي از حواس انسان است. همانطور كه سنگ در امتداد دست ، دوچرخه در امتداد پا، عكس در امتداد چشم، راديو در امتداد گوش و شنوايي و تلويزيون در امتداد حس لامسه است كه سر انجام موجب تعادل ميان ساير حواس نيز مي شود.

ادامه دارد...

 منبع : مقدمه ای بر: اصول و مبانی ارتباطات (انسانی ـ جمعی) دکترغلامرضا آذری

 

 

  

ماهنامه الکترونیکی سیب /بهمن  96

 

 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  106
بازدیدکنندگان برخط:  1