نشریه الکترونیکی سیب/شماره 63/بهمن 96
داستان های قرآنی



بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از پیامبرانی که نام او دوبار در قرآن (انبیاء85، صاد-48) آمده «ذَی الْکِفْلِ»است.

«وَ إِسْماعيلَ وَ إِدْريسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرينَ» (آیه 85 سوره انبیاء)

و ( به یاد آر ) اسماعیل و ادریس و ذا الکفل را که همه آنان از صابران بودند.

وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِنَ الْأَخْيَارِ(آیه 48 سوره صاد)

و باز یاد کن از اسماعیل و یسع و ذا الکفل که همه از نیکوان جهان بودند.

این پیامبر در آیه 85 سوره انبیاءدر ردیف اسماعیل وادریس به عنوان صابر ذکر شده است.

در آیه 48 سوره صاد همطراز حضرت اسمائیل(ع)وحضرت اَلیَسع(ع)به عنوان اخیار (مردان نیک )یاد شده اند.

درباره ذَی الْکِفْلِعلیه السلام که چه کسی بوده اختلاف نظر است ولی معروف این است که از پیامبران بوده وذکر نام او در کنار پیامبران در دو آیه مذکور این مطلب را تایید می کند .

به گفته بعضی ، او از فرزندان حضرت ایوب علیه السلام بود.ونام اصلی اش بشر ابن ایّوب یا بشیر بود. در شام می زیست 95 سال عمر کرد پسرش به نام «عبدان»را وصی خود کرد ، وخداوند بعد از او ، حضرت شعیب علیه السلام را به عنوان پیامبر مبعوث کرد. 1

وبعضی نوشته اند :او 75 سال عمر کرد.2

روایت شده حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام نامه ای برای امام هادی علیه السلام نوشت ودر آن نامه چنین سوال کرده بود:«نام ذی الکفل چیست؟آیا او از رسولان بود؟»

امام هادی علیه السلام در پاسخ نوشت :خداوند 124 هزار پیامبر علیهم السلام مبعوث نمود که پیامبر مرسل درمیان آنها 313 نفر بودند،که ذی الکفل از آنها (مرسلین)است .نام او «عویدیا» بود ،او همان است که درقرآن آیه 48 سوره صاد از او یاد شده است »3

سه خصلت در زندگی ذَی الْکِفْلِ:

روایت شده:یکی ازپیامبران به نام اَلیَسع به قوم خود گفت:«آروز دارم شخصی را در زندگیم جانشین خود سازم تا ببینم با مردم چگونه رفتار می کند (که اگر خوش رفتار بود،او را جانشین خودم بعد از مرگم نمایم.)

برای این کار ، مردم را جمع کرد وبه آنها گفت : «هرکس که انجام سه خصلت را متکفل ومتعهد شود، او را جانشین خود بعد از مرگم می نمایم وآن سه خصلت عبارت است از :

1-    روزها روزه بگیرد.

2-   شبها به عبادت بپردازد.

3-  خشم ننماید.

(یعنی اخلاق نیک را نیک کند وبر اعصابش کنترل داشته باشد. )

از میان جمعیت ،جوانی برخاست وگفت :من متکفل ومتعهد انجام این سه کار میشوم

اَلیَسع به او توجه ننمود ، وبار دیگر سخن خود را تکرار کرد ، باز کسی جزهمان جوان پاسخ نداد .اَلیَسع این بار نیز به او توجه نکرد و سخن خود را تکرار نمود، باز میان آن همه جمعیت تنها همان جوان پاسخ مثبت داد.

اَلیَسع آن جوان را جانشین خود قرار داد ، وخداوند  او را  پیامبر نمود آن جوان همین ذَی الْکِفْلِاست که به خاطر متکفل شدن سه خصلت مذکور ، به این نام نامیده شده.4

این داستان ادامه دارد ........

منابع :

1-    سعد السّعود،سید بن طاووس ص 241 / بحار ج22 ص 374

2-   حبیب السیّر،ج 1ص 111

3-  بحار، ج13،ص 405

4-   اقتباس از بحار، ج 3ص 405و404

در این باره به مجمع البیان ج7، ص 59 و60مراجعه شود.




  

 
 

ماهنامه الکترونیکی سیب /بهمن  96

 


 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  271
بازدیدکنندگان برخط:  1