نشریه الکترونیکی سیب/شماره 62/دی 96
مدیریت روابط عمومی
 
قسمت 25

طیبه اله پناه زاده

نظریه های ارتباطی

در اين بخش تلاش مي شود خلاصه اي از رايج ترين نظريه هاي ارتباطي بيان شود:

الف) هارولد دوايت. لاسول (1978-1092):

«هارولد لاسول» در طيف گسترده اي از رشته هاي مختلف علمي، نظير اقتصاد، جامعه شناسي، علوم سياسي و غيره به عنوان انديشمند و صاحب نظر شناخته شده است. لاسول علاوه بر روش تجربه گرايي، از تكنيك «تحليل محتوا» نيز استفاده كرد. برخي او را كاشف تحليل محتوا مي دانند.

لاسول از تحليل محتوا، كه خود آنرا «تحليل فضا» مي نامد، براي يافتن آثار تبليغات بر افكار عمومي استفاده كرد. اغلب دانشجويان ارتباطات او را با جمله معروفي كه در سال 1940 نگاشت مي شناسند: «چه كسي، چه چيزي را. از چه مجرايي و براي چه كسي، با چه تأثيري مي گويد؟» «تحليل محتوا» عناصر محتواي پيام يا «چه» را مشخص مي كند. «تحليل رسانه» مسئله «مجرا» را مشخص مي سازد و «بررسي مخاطب» نيز مفهوم «بررسي چه كسي» را مشخص مي كند.

ب) پاول فليكس. لازار سفلد (1976-1901):

لازارسفلد دكتراي خود را در رشته رياضيات از دانشگاه وين دريافت كرد. ولي او هم به علت مخالفت با نازيسم در اتريش، در سال 1933 به آمريكا مهاجرت كرد. در اواخر دهه 1930، برنامه هاي راديويي در زندگي آمريكايي ها نفوذ بسيار زيادي پيدا كرد. به همين علت بنياد راكلفر هم برنامه هاي تحقيقاتي دانشگاه هاي پرينستون و كلمبيا را پايه گذاري كرد. در همين دهه بود كه لازارسفلد نيز به سمت راديو گرايش و توجه پيدا كرد. زيرا به اعتقاد او «راديو تنها موضوعي است كه انواع روش هاي تحقيقاتي در پيرامون آن قابل اجرا است». در پژوهشي كه لازارسفلد در سال 1940 انجام داد سعي كرد دريابد كه نقش رسانه هاي جمعي در تغيير آراء مردم چگونه است. رابطه بسيار كمي كه بين اين دو متغير پيدا شد. لازارسفلد و همكارانش را به سمت نظريه «جريان دو مرحله اي پيام» هدايت كرد. به اين ترتيب كه رسانه ها ابتدا رهبران افكار و سپس، ساير افراد را تحت تأثير قرار مي دهند. به اين ترتيب مسأله «آثار محدود» رسانه ها مطرح شد يعني اين رسانه ها يكي از عواملي هستند كه رفتارهاي انساني را تحت تأثير قرار مي دهند.

كتاب «نفوذ شخصي» (1955) لازارسفلد كه به اتفاق «اليهوكاتز» به چاپ رسيد به اين مسأله مي پرداخت كه رسانه ها بسيار كمتر از شبكه روابط ميان فردي، مؤثر هستند. لازارسفلد نيز مانند ساير پيشگامان علم ارتباطات، شديداً به مسأله تغييرات اجتماعي توجه نشان مي داد و معتقد بود كه جامعه، سيستم ناقصي است كه دائماً به تنظيم احتياج دارد.

ج) كورت لوين (1947-1890):

«لوين» يك يهودي آلماني بود كه در دانشگاه برلين، در رشته روان شناسي تحصيل كرده بود و در همين رشته تدريس مي كرد. وي براي دوري از نازيسم به آمريكا (دانشگاه آيووا) مهاجرت كرد. لوين زمينه جديدي را در پويايي گروهي ايجاد كرد و بيشتر بر مسائل «ارتباطات» گروهي متمركز بود، تا دريابد افراد چگونه تحت تأثير گروهي قرار مي گيرند كه به آن تعلق دارند. دانشجويان معاصر ارتباطات، كورت لوين را با مفهوم «دروازه باني خبر» مي شناسند كه فرآيند كنترل جريان پيام، طي يك مجراي ارتباطي است. طي جنگ جهاني د وم، دولت آمريكا سعي داشت مصرف برخي از مواد غذايي را به مردم توصيه كند. لوين و دانشجويان او نيز در همين زمينه، گروههاي مطالعاتي كوچكي در شهر آيووا تشكيل دادند تا مصرف اين مواد را ترويج كنند. در اين اثنا متوجه شد كه زنان خانه دار براي انتخاب غذاهاي ناشناخته و جديد، نقش دروازه بان را ايفا مي كنند. اين مواد غذايي تنها در صورتي در خانواده مصرف مي شد كه زنان خانه دار، تصميم به خريد و مصرف آن مي گرفتند. شاگردان وي، از جمله ديويد منينگ وايت، پس از او، دروازه باني خبر در رسانه هاي جمعي، مثلاً نقش سردبير اخبار تلگرافي در گزينش اخبار روزنامه ها را مورد مطالعه قرار دادند.

د) كاري آيور. هاولند (1961-1912):

تنها پيشتاز مطالعات ارتباطي كه ريشه اروپايي چنداني ندارد، هاولند است. هاولند، دكتراي خود را در روان شناسي تجربي از دانشگاه ييل آمريكا به دست آورد. زماني كه جنگ جهاني دوم آغاز شد وزارت جنگ وقت آمريكا، وي را به واشنگتن خواند و از او خواست تا آثار فيلم هاي نظامي را در رفتار جنگ آوري سربازان، بررسي كند. هاولند خود، يك سري آزمايش ها را بر فيلم هاي آموزشي نظامي (چرا ما مي جنگيم؟ به كارگرداني فرانك كاپرا) آغاز كرد و در نتيجه آن نظريه هاي مربوط به «اعتبار منبع». «پيام يك سويه در برابر دوسويه»، استفاده از «جاذبه هاي ترس» و «آثار آني در مقابل آثار آتي» را بررسي كرد. متغير وابسته در تحقيقات هاولند «اقناع» بود و اقناع را درجه تغيير نگرش سربازان تعريف مي كرد.

هـ) ويلبر شرام (1987-1907):

«شرام» نخستين مؤسسه مطالعات ارتباطي جهان را در سال 1948 در ايلينويز و در 1956 در دانشگاه استنفورد پايه گذاري كرد. اين مؤسسه، پژوهش هاي دانشگاهي را هدايت مي كرد. دوره آموزشي دكترا در ارتباطات را داشتند و به تأسيس نشريات و يا مؤسسه هاي علمي در زمينه پژوهش هاي ارتباطي كمك مي كردند. به همين علت، شرام را به عنوان «بنيان گذار» يا «هدايت گر» علم ارتباطات مي شناسند.

راجرز اشاره مي كند كه طي چند دهه گذشته، صدها بخش ارتباطات در دانشگاههاي آمريكا، آغاز به كار كرده اند و تحصيل در رشته ارتباطات هم در مقطع ليسانس و هم در مقطع بالاتر، از دهه هاي 70 و 80 اين كشور رايج شده است. به همين ترتيب، حجم مطالعات ارتباطي هم شگفت آور است و همه ساله، حدود 15 رساله دكترا در زمينه ارتباطات جمعي در اين كشور نوشته مي شود.

 

ادامه دارد...

 

منبع :
    - مقدمه ای بر اصول و مبانی ارتباطات (انسانی ـ جمعی) دکترغلامرضا آذری

 
 

 

ماهنامه الکترونیکی سیب /دی  96


 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  148
بازدیدکنندگان برخط:  1