البته درباره دانشگاه شیراز باید این نکته را نیز در نظر داشته باشیم که در آن زمان این دانشگاه شرایط خاصی داشت و آن هم به این دلیل  بود که علم رییس دانشگاه بود و به دلیل مناسباتی که با دربار داشت رسیدگی به شیراز زیاد بود؛ مثلا حقوق ما  در ایران از همه بیشتر بود و همه مزایای موجود در این دانشگاه به چشم می خورد.  کاری نبود که برای شیراز انجام ندهند البته زحمت خاصی نمی کشیدند و چتر نظارتی قدرتمندی داشتند.»

آنچنان که پروفسور وصال می گوید خود او و افراد انگشت شمار دیگری در رواج رادیولوژی مدرن ایران نقش داشته اند :

«در رادیولوژی ایران آن زمان فردی به نام آقای دکتر فاتح بود که پایه گذار انجمن رادیولوژی بود و خیلی زحمت می کشید ولی مدرک بالایی نداشت و جای بالایی تحصیل نکرده بود.

افراد شاخص دیگر رادیولوژی ایران در آن زمان که در خاطرم مانده اند ؛دکتر روح المین، دکتر جلال شکوهی و  هوتن ادیب هستند که هر یک نقش مهمی برای توسعه و پیشبرد علم رادیولوژی در ایران داشته اند.اما در شیراز باید بگویم که فردی با درجه علمی  بالاتر از من نبود چون پیش از آن دانشگاه شیراز سابقه درازی نداشت و  رادیولوژی مدرن ایران را من و تعدادی از افراد هم دوره با من شروع کردیم؛ من در شیراز و مرحوم روح الامین در تهران که ایشان نیز دوره رادیولوژی را در آمریکا گذرانده بود. جلال شکوهی خیلی زحمت کشید و رادیولوژی ایران به او و خدماتش مدیون است اگر امثال ایشان بیشتر بود خیلی وضعمان بهتر بود اما متلاسفانه کسانی که وارد این کار شدند همه هم و غمشان مطب و تهیه دستگاه و هزینه ها بود ولی ایشان جنبه های علمی رادیولوژی بها می داد و فرد علامه ای بود و جز مراجع ارزشمند رادیولوژی ایران است.

از همه بیشتر دکتر مجید روح الامین بود که مرحوم شد و از همه بیشتر زحمت کشید . شبی در کنگره رادیولوژی آمریکا از پا نمی نشست و همه تلاش هایش برای رشد رادیولوژی مملکت بود  این باید مجسمه اش را از طلا بسازند بر هر رادیولوژیستی واجب است که این کمرد را بشناسد و با خدماتش آشنا شود و مسئولاان باید این فرد را به جامعه رادیولوژی ایران بشناسانند. من می دانم یک اسم در بین همه اسم های ایران شاخص است و آن هم اسم مرحوم روح الامین است که زندگیش را برای رادیولوژی ایران گذاشت.»

پروفسور وصال معتقد است منشا کار همه دستگاه های رادیولوژی دانسته های علمی خوارزمی، دانشمند ایرانی است که متاسفانه نقش و تاثیر جایگاه او در علم بسیار مغفول مادنده است:

«زمانی که من وارد ایران شدم سونو گرافی و سیتی اسکن وجود نداشت و این دستگاه ها در سال های بعد به عرصه آمدند و از آنجا که  هر فردی در هر رشته و حرفه و تخصصی که فعالیت می کند باید خودش را با پیشرفت های دانش هم طراز کند ما نیز کار با این دستگاه های جدید را آموختیم، اما دستگاه ام آر ای بسیار دیرتر از سنوگرافی و سی تی اسکن به ایاران آمد .جالب است بدانیم که منشا کار تمام این دستگاه هایی که در تکنولوژی مبتنی بر تصویرگری از زوایای چند گانه هستند خوارزمی ایرانی بوده است. محمد خوارزمی درخششی عظیم در تاریخ علم داشته  و من بسیار تلاش می کردم قدر این فرد را روشن کنم. سعی می کردم نشان دهم  که ایرانی ها چنین هم وطنی داشته اند که زمانی بزرگترین دانشمند دنیا بوده است  اما در دنیا این منزلت خیلی کم شناخته شده. سایر کشورها دانشمندان و افراد خود را مطرح می کنند و پر و بال می دهند اما وظیفه ماست که خوارزمی را بشناسانیم که  این کار را نکرده ایم البته غربی ها تا جایی که تاریخ علم آنها را مجبور کرده خوارزمی را همانند ابن سینا به عنوان چهره ای بین المللی می شناختند.»

در پاسخ به این سوال که آیا از میان شاگردان و دانشجویانش فرد خاصی را که بیش از سایرین درخشان باشد به خاطر دارد یا خیر نیز می گوید: «باید بگویم چنین فردی در خاطرم نیست فقط یک رزیدنت داشتیم که تا حدودی درخشان تر از سایرین بود و او هم  که بالافاصله به امریکا رفت. همه متوسط و خوب بودند اما هیچ کدام انقد خاص نبودند که درخشش داشته باشند.»

توصیه این استاد برجسته پزشکی به دانشجویانی که قصد تحصیل در رشته های پزشکی را دنبال کنند این است که «تمام رشته های پزشکی مثل هم است همه یک موضوع است که از زوایای مختلف به آن نگاه می شود ولی اصل مطلب یکی بیشتر نیست. توصیه ام این است که کسی که پزشکی را دنبال می کند باید واقعا دروس دوران عمومی پزشکی را خوب خوانده باشد نه اینکه زمان تخصص برگردد به دوباره خواندن.

 باید کسی که تصمیم گرفت باید وارد دانشکده پزشکی شود کار دیگری نمی تواند انجام بدهد و نباید دغدغه دیگری  در زندگی داشته باشد چون پزشکی انقدر وسیع است که همه وقت و هم و غم پزشک را به خودش اختصاص می دهد.»




صفحه قبل

 

ماهنامه الکترونیکی سیب /دی 96