نشریه الکترونیکی سیب/ شماره 59/ مهر 96
داستان های قرآنی
 

 

 عکس العمل شدید قوم ثمود در برابر دعوت صالح (ع)




حجت اله نوایی 

حضرت صالح دهها سال قوم خود را به سوی خدا و یکتاپرستی دعوت کرد ولی قوم با برخوردهای شدید و لجاجت سخت از پاسخ مثبت به صالح (ع) امتناع ورزیدند و با تهمت های ناجوانمردانه به آن حضرت، به کارشکنی پرداختند.

گفتند: آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم؟ اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود، آیا در میان ما تنها برای این شخص(صالح) وحی نازل شده است؟

نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است.

صالح (ع) به اندرز دلسوزانه قوم پرداخت و آنها را از عذاب سخت الهی هشدار داد و اعلام کرد تا عذاب نیامده، خود را در پرتو ایمان نجات دهید و از خواب غفلت بیدار شده و از طغیان و سرکشی دست بکشید، چرا که خمیرمایه گمراهی ها، غرور و سرمستی است.

ولی سرکشی و غرور آنها به جایی رسید که وجود حضرت صالح و اصحابش را به فال بد گرفتند و آن ها را دروغگو خواندند و وجود آنها را مایه بدبختی خود دانستند، با اینکه سزاوار بود آن حضرت و اصحابش را مایه برکت و سعادت ابدی بدانند.

صالح (ع) به آنها فرمود:

"طائرکم عندالله بل انتم قوم تفتنون"

"فال بد و بخت و طالع شما در نزد خدا است، اوست که شما را (نه ما را) به خاطر اعمالتان گرفتار مصائب و بدبختی ساخته است. "

و این برنامه، در حقیقت آزمایش بزرگ الهی برای شما است، این ها هشدار و بیدارباش است تا کسانی که شایستگی و قابلیت دارند، از خواب غفلت بیدار گردند و با اصلاح مسیر خود به سوی تکامل و خدای بزرگ راه یابند. (1)

برخورد شدید قوم ثمود به جایی رسید که به گروه های نه گانه تقسیم شدند و با سازماندهی و برنامه ریزی فسادانگیز، خود، به کارشکنی پرداختند و به همدیگر گفتند: بیایید به خدا سوگند یاد کنیم که بر صالح (ع) و خانواده اش شبیخون بزنیم و آنها را به قتل رسانیم، سپس به کسی که مطالبه خون او را می کند بگوییم ما از خانواده او خبر نداشتیم و ما در ادعای خود راستگو هستیم. (2)

خنثی شدن توطئه توطئه گران

در تاریخ آمده : در کنار شهر حجر کوهی بود که غار و شکافی داشت. صالح (ع) برای عبادت خداوند به آنجا می رفت و گاه شبانه به آنجا می رفت  وبه عبادت و مناجات و شب زنده داری می پرداخت.

دشمنان توطئه گر که آن حضرت را تهدید به قتل کرده بودند، تصمیم گرفتند به طور محرمانه به آن کوه رفته و در پشت سنگ های کوه پنهان شوند و در کمین حضرت صالح (ع) به سر برند، وقتی که صالح به آنجا آمد، اورا به قتل برسانند و پس از شهادتش به خانه او حمله ور شده و شبانه کار اهل خانه را یکسره نمایند، سپس مخفیانه به خانه های خود برگردند و اگر کسی از این حادثه پرسید، اظهار بی اطلاعی کنند.

ولی خداوند به طرز عجیبی توطئه آنها را خنثی کرد، آنها هنگامی که  در گوشه ای از کوه کمین کرده بودند، کوه ریزش کرد و صخره بسیار بزرگی از بالای کوه سرازیر شد و آنها را در لحظه ای کوتاه  درهم کوبید و نابود کرد.

"ومکروا مکرا و مکرنا مکرا و هم لا یشعرون"

"آنها نقشه مهمی کشیدند و ما هم نقشه مهمی، در حالی که آنها خبر نداشتند." (3)

 

 

 

منابع:

1- سوره نمل، آیات 45 تا 47

2- سوره نمل، آیات 49 و 50

3- سوره نمل، آیه 50،  تفسیر نمونه ج 15  صفحه 497

 



 

ماهنامه الکترونیکی سیب /مهر 96

 


 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  534
بازدیدکنندگان برخط:  1