نشریه الکترونیکی سیب - شماره 50 - دی 1395
دکتر حسن جولایی


 

بخش دوم 

زهره رسولی نژاد، کوثر آزموده

در این شماره، ادامه مصاحبه با دکتر جولایی، از استادان بنام دانشگاه را با یکدیگر می خوانیم:

گفتید پس از مدتی مراکز بهداشت شیراز با هم ادغام شدند، در این خصوص  

بله، هر دو مرکز بهداشت شهدای انقلاب و والفجر با هم یکی شد و مرکز بهداشت کل، به اسم مرکز شهدای والفجر فعالیت خود را ادامه داد و من به عنوان رییس این مرکز شروع به فعالیت کردم که حضورم در این مرکز جزو سال های فراموش نشدنی زندگی من بود.

لطفا از زمان فعالیت خود در مرکز بهداشت شیراز بگویید.

یکی از اتفاق های مهم در آن سال ها، راه اندازی تیم رابطان بهداشتی با همکاری بانوان خانه دار منطقه جنوب شهر شیراز بود، در این طرح ما با استفاده از الگویی که قبلا در شهر ری اجرا شده بود، به آموزش بانوان حاشیه شهر مشغول شدیم و بعد آن ها را به سازمانی مانند شهرداری و استانداری یا دیگر سازمان ها معرفی کردیم تا بتوانند فعالیت های خود را با توجه به  فعالیت های گسترده این رابطان، بدون حمایت سازمان یونیسف و وزارت بهداشت گسترش دهند.

دکتر ملک زاده که در آن زمان وزیر بهداشت بود، به شیراز آمد و با حضور در مرکز شاه قلی بیگی که محل استقرار رابطان بهداشت بود، از آنان به عنوان دومین پایلوت کل کشور و یکی از موفق ترین نمونه های اجرایی در کشور تقدیر کرد.

فعالیت های این رابطان به چه صورت بود؟

با توجه به مراقبت های این رابطان در زمینه بهداشت، در سال 1373 گروه هایی تشکیل دادیم تا به حل مشکلات بهداشتی خانواده های این افراد که اغلب به دلیل حاشیه نشین بودن در شرایط مالی مناسبی نبودند کمک کنیم؛ بنابراین تصمیم گرفتیم تا در خود منطقه زندگی رابطان اشتغال زایی کنیم.

با رایزنی با سازمان یونیسف موفق به دریافت مبلغ 10هزار دلار برای شروع کار این افراد شدم و کار را با درست کردن غذا های سالم آماده، برای توزیع در مدارس همان منطقه آغاز کردیم و با کمک نیکوکاران، موفق شدیم تغذیه سالم را برای گروه "های ریسک" در مدارس همان منطقه عرضه کنیم.

بعد از انجام موفق این طرح، با دفتر زنان دفتر ریاست جمهوری ارتباط برقرار کردم و طرح رابطان بهداشت و خدمات آن ها را توضیح دادم و در نهایت برای اجرای بهتر طرح، درخواست حمایت کردم. در آن سال یکی از فوکال پوینت های ما از طرف رفتر ریاست جمهوری دعوت شد تا در کنفرانس پکن که در خصوص زنان برگزار شده بود حضور داشته باشد و توانمندسازی را آموزش دهد.

در نهایت موفقیت این رابطان تا جایی پیش رفت که اگر همزمان وزارت بهداشت و رابطان از مسؤولان سازمان ملل متحد دعوت می کردند، با توجه به شناخته شدن این بانوان، اول پیشنهاد آن ها قبول می شد.

اتفاق دیگری که در خصوص رابطان بهداشت افتاد، در سمیناری بود که با حضور تمام کارشناسان ارشد وزارتخانه با هدف اجرای پروژه توانمندسازی جامعه برگزار شده بود که در این سمینار پروفسور "شیکال" از اساتید کشور فرانسه دعوت شده بود تا توانمندسازی را آموزش دهد.

 قرار بود کارهایی که از قبل در ایران انجام شده بود، ارایه شود، به همین دلیل من هم از مسؤولان برگزاری سمینار وقت خواستم تا اقدامات رابطان بهداشت را توضیح دهم، پس از پایان توضیحات من در این سمینار رابطان بهداشت و اقداماتشان مورد تقدیر بسیار قرار گرفت.

اقدام دیگری که در سال 1374 انجام شد، اولین طرح همزمان خوراندن قطره فلج اطفال به تمامی کودکان زیر پنج سال در کشور بود که طبق خواسته وزارت بهداشت، موفقیت طرح در استان باید بیش از 97 درصد می شد.

قرار بود برای اجرای این طرح با همکاری بسیج، یک روز جمعه به تمام منازل شهرستان شیراز که شامل کوار، زرقان، سروستان و... می شد سر بزنیم و به تمام کودکان قطره فلج اطفال بخورانیم.

من برای اجرای بهتر این طرح، از رابطان بهداشت دعوت به همکاری کردم و پس از بررسی ها و پیگیری ساختار هرمی طراحی کردم که پس از ارایه طرح به بسیج و اعلام موافقت آن ها با نحوه اجرا، مرکز بهداشت شهدای والفجر به عنوان ستاد فرماندهی در نظر گرفته شد و 6 زیرمجموعه در سطح شهر شیراز و چهار زیرمجموعه برای هر کدام از آنها انتخاب شد تا طرح با نظارت کامل اجرا شود.

در آن روز با کمک یازده هزار نفر که 650 نفر از آن ها رابطان بهداشت بودند، سه یا چهار هزار نفر نیروی بسیج و تمامی کارکنان مرکز بهداشت شهدای والفجر موفق شدیم این طرح را اجرا کنیم.

البته این اجرایی شدن طرح اینقدرها هم راحت نبود، باید قطره فلج اطفال در شرایطی مناسب به تعداد کل کودکان شهرستان نگهداری و حمل می شد که مستلزم وسیله نقلیه برای رفت و آمد به مناطق مختلف شهر و روستاها ودیگر امکانات و هماهنگی ها بود.

در نهایت بعد از هماهنگی تمام موارد، دو روز قبل از اجرای طرح مانوری اجرا شد و از تمام کسانی که قرار بود در طرح شرکت کنند خواستیم تا در مکانی که برای آن ها تعیین شده حضور پیدا کنند تا از اجرای موفق طرح مطمئن شویم.

پس از پایان طرح و مشخص شدن آمار شیراز مشخص شد که ما در اجرای این طرح، موفقیت نزدیک به 98 درصدی کسب کردیم.

بعد از مدتی در معاونت بهداشتی دانشگاه به عنوان مسؤول بهداشت خانواده، مسؤول امور دارویی و گسترش شبکه معاونت بهداشتی و معاون فنی معاونت بهداشتی، سرپرست معاونت بهداشتی و قائم مقام معاونت بهداشتی مشغول به خدمت شدم.

در زمان فعالیتم در معاونت بهداشتی با همکاری دکتر "کدیور"، شروع به اجرای طرح امنیت غذا و تغذیه در استان کردیم، پس از به اجرا در آمدن طرح در محل وزارت رفاه با حضور شخص وزیر رفاه، معاونان این وزارت و اعضای وزارت بهداشت، علوم و بسیاری از مسوولان ارشد وزارتخانه ای، مدل اجرا شده در رابطه با حمایت از تغذیه اقشار آسیب پذیر جامعه در شیراز را ارایه کردیم که طرح با حضور خود من به صورت آیین نامه در آمد و به تصویب هیات دولت رسید تا در کل مناطق محروم سطح کشور اجرا شود.

مدل ارایه شده تغذیه ای بود که برای دانش آموزان در نظر گرفته شده بود، برای اجرای این طرح، کار ابتدا از یک مدرسه شروع شد و بعد در تمامی مدارس مناطق محروم به اجرا در آمد که با هدف بهتر اجرا شدن این طرح  با چند شرکت برای تولید محصولات غنی شده صحبت کردیم، همچنین رابطان قرار شد دوباره کار خود را آغاز کنند و دوباره تغذیه مناسب برای ارایه در مدارس آماده کنند.

یکی از اقداماتی که در زمان خدمتم در معاونت بهداشت انجام شد و می توان گفت افتخاری برای کشور بوده  مربوطه می شود به  طراحی مدل بهداشتی برای یکی از ایالت های آمریکا.

 

 

 

چطور از شما خواستند که این کار را انجام دهید؟ 

 

در آن زمان یکی از اساتید شیرازی دانشگاه "جکسون" آمریکا به نام استاد "شهبازی" که با خبر شده بود ما سیستم بهداشتی موفقی داریم، با پیگیری هایی متوجه شده بود که من اجرا کننده این طرح بوده ام و به همین دلیل به همراه یکی دیگر از اساتید به نام دکتر "شرلی" به دیدن من آمدند و اعلام شد که در ایالت می سی سی پی و چند ایالت دیگر مشکلاتی در زمینه بهداشت داریم که احتیاج به یک مدل قابل اجرا برای رفع این مشکلات هست.

استاد "شهبازی"، دکتر "میرل" و دکتر "شرلی" به شیراز آمدند تا از طرح اجرایی ما دیدن کنند. در آن زمان من قائم مقام معاونت بهداشتی دانشگاه بودم، استاد شرلی مردی نزدیک به 80 ساله بودند که دکترای تخصصی اطفال داشت، زمانی که توضیحات من تمام شد، ایشان اصطلاحی را گفتند که به معنی "من دارم از خوشحالی منفجر می شوم!" بود.

با هماهنگی انجام شده دیداری  با "دکتر شادپور" و "دکتر ملک افضلی" برای این تیم ترتیب داده شد و بعد از انجام صحبت های اولیه، از ما دعوت شد تا برای دیدن آن منطقه به آمریکا برویم و محیط را بررسی کنیم.

در آن بازدید از تمام مناطق و کلینیک های سلامت، شورای محلی، روستاها و دیگر مراکز دیدن کردیم و در نهایت قرارشد مدلی را برای آن ها طراحی کنیم، بعد از این بازدید و بازگشت به ایران، از من و آقای دکتر ملک افزلی و دکتر شادپور دعوت شد تا برای تهیه مدل به آمریکا برویم .

ادامه دارد ...

 


 

 

 





ماهنامه الکترونیکی سیب /دی ماه 1395

 

 

 

 

 
 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  2
کل بازديد:  516
بازدیدکنندگان برخط:  1