نشریه الکترونیکی سیب - شماره 50 - دی 1395
داستان های قرآنی

ازدواج حضرت لوط (ع)


 حجت اله نوایی

یکی از سنتهای صحیح آیین های حق، ازدواج است که راه طبیعی برای ارضای غریزه جنسی و بقای نسل می باشد. حضرت لوط (ع) در همان مأموریت ازدواج کرد تا بلکه آنها نیز از این روش پیروی کنند و از انحراف جنسی دست بردارند ، ثمره این ازدواج این شد که لوط (ع) پس از مدتی دارای چند دختر گردید. لوط همچنان به امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با فساد ادامه می داد، اما بیانات مستدل لوط (ع) در آنها اثر نمی کرد و این جریانها سال ها طول کشید ، تا اینکه به لوط (ع) گفتند اگر دست از سرزنش ما بر نداری تو را تبعید خواهیم کرد. در این وقت بود که امیدی به اصلاح آنها نبود و آن ها مستحقق هیچ چیز جز عذاب سخت الهی نبودند.از این رو حضرت لوط (ع) که سالها نسبت به آنها مهربان بود تا بلکه به سوی حق برگردند، ناراحت شد و برآن ها نفرین کرد. (1)

نگاهی به بعضی از کارهای زشت قوم لوط (ع)

از کارهای زشت قوط لوط گلوله پرانی با کمان و هسته انداختن به یکدیگر (و حتی در بعضی موارد شرط بندی می کردند که هسته به هر کسی خورد با او عمل زشت انجام دهند ) و آدامس جویدن در معابر عمومی (برای جذب افراد به خاطر شهوترانی) همچنین لباسهای فاخر بلند می پوشیدند (که امروز رقاصه های دنیا در جهان غرب می پوشند) و دکمه کت و پیراهنشان رامی گشودند(2) و قلم از بیان بعضی از زشت کاریهای آنها شرم دارد، از جمله کارهای آنها این بود که راهها را برای زشتکاری می بستند و آشکارا در معرض دید مردم، منکرات را انجام می دادند و تفسیرآیه 29 عنکبوت:

"و تاتون فی نادیکم المنکر " آمده : با یکدیگر در ملاء عام کارهای رکیک و زشت انجام می دادند (3)

در بعضی از تفاسیر کلمه "منکر " به هسته انداختن تفسیر شده که آنهم به خاطر هوسهایشان بود (4)

از آیات قرآن از جمله آیه 28 سوره عنکبوت استفاده می شود، که زشتکاری قوم لوط به گونه ای زننده بود که در میان هیچ قومی سابقه نداشت. چنانکه لوط (ع) به آنها گفت:

انکم لتاتون الفاحشه ماسبقکم بها من احد بین العالمین

"شما کار بسیار زشتی انجام می دهید که احدی از مردم جهان قبل شما آنها را انجام نداده است "

به این ترتیب آنها چون بنیانگذار این فساد بودند، بارگناه کسانی را که در آینده ازآنها پیروی می کنند نیز به دوش خواهند کشید بی آنکه از گناه آنان چیزی کم شود.

از زشتکاری قوم لوط اینکه کف دست بر پشت یکدیگر می زدند دشنام های رکیک و زننده به همدیگر می گفتند، بازیهای بچه گانه داشتند، قمار بازی می کردند، با انواع آلات موسیقی سرو کار داشتند، سنگ پرانی و متلک گفتن از کارهای معمول آنها بود  و در حضور جمع، خود را برهنه می کردند. حضرت لوط(ع) هرچه آنها را نصیحت و موعظه می کرد در دل آلودگان و منحرفان اثرنمی کرد. پاسخ آنها به حضرت لوط این بود که

اِئْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ؛

یعنی: «اگر راستی می‌گویی عذاب خدا را برای ما بیاور» (5)

لجاجت و هوسبازی آن ها تا این حد بود و سرانجام حضرت لوط با قلبی آكنده از اندوه گفت: "پروردگارا مرا بر این قوم مفسد، پیروز گردان" (6)


نکته قابل توجه این که در حالات قوم لوط نوشته اند یكی از عوامل اصلی آلودگی آن ها به گناه زشت لواط این بود كه آن ها مردم بخیلی بودند و چون شهرهای آن ها بر سر راه كاروان های شام قرار داشت، آن ها با انجام این عمل، نسبت به بعضی از عابران و مهمانانشان، می‌خواستند آن ها را از شهرهای خود دور سازند، ولی كم كم این عمل زشت در میان خودشان نیز رایج گردید. (7)

به هر حال چنانکه خاطر نشان خواهد شد به سخت ترین عذاب الهی گرفتار شدند به امید آن که در جامعه ما هیچگونه از کارهای قوم لوط نباشد، که کیفر آن بسیار سخت است.

پیامبر (ص) در مسجد مردی را دید به طرف کسی هسته انداخت فرمود :"او مشمول لعنت است تا آن هسته به زمین بیفتد، " سپس فرمودند: هسته انداختن از شیوه های قوم لوط است. آنگاه آیه 29 سوره عنکبوت را خواندند (8) و از کارهای زشت آن ها این بود که محل مدفوع خود را نمی شستند و خود را از جنابت تطهیر نمی کردند و بسیار بخیل و دست بسته بودند، هرگز کسی را به غذا دعوت نمی کردند. (9)

آری وفور نعمت شامات که فرسخ در فرسخ پر از درختهای میوه دار بود و آن چنان درختها در میان هم رفته بودند که شعاع آفتاب به زمین نمی رسید، به جای اینکه آنها را شاکر خدا کند و به راه خداوند روند، این چنین غرق در آلودگی شده بودند تا آنجا که کسی جرأت نداشت از شهرهایشان عبور کند چرا که اموال او را غارت می کردند و او را به آلودگی جنسی می کشاندند.

حضرت لوط (ع) تا آن حد مظلوم و تنها بود که حتی نزدیک ترین فرد نسبت به او که باید رازدار و حافظ اسرار و همکاری صدیق و صمیمی برای او باشد و او را در هدفش کمک کند نه تنها او را یاری نمی کرد بلکه به مخالفت به او اقدام می کرد و با نشانه هایی به مخالفان یاری میکرد. (10)

این داستان ادامه دارد...

منابع:

1-     بحار  ج 12 صفحه 155

2-     بحار ج 12 صفحه 151 – حضال ج (ص 60 )

3-     سفینه البحار ، ج 1- ص 597

4-     تفسیر قمی ، ص 496

5-     عنکبوت 29

6-     عنکبوت 30

7-     تفسیر نمونه ج 16 ص 254

8-     تهذیب الاحکام شیخ طوسی (ره ) ج 3 ص 262

9-     سفیه البحار – ج 2 – ص 516

10- بحار ج 12 ص 115

 


 


ماهنامه الکترونیکی سیب/
دی ماه 95
 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  373
بازدیدکنندگان برخط:  1