نشریه الکترونیکی سیب - شماره 48


پس از پایان دوران طرحتان چه کردید؟

پس از پایان این هشت ماه به شیراز برگشتم، اما با وجود اینکه داروسازی خوانده بودم مایل نبودم در داروخانه مشغول به کار شوم؛ بنابراین در معاونت بهداشتی دانشگاه مشغول به فعالیت شدم، در آن زمان دکتر "محمدی" معاون بهداشتی دانشگاه بودند و با تصمیم ایشان در سال 1369به عنوان رییس مرکز بهداشت فیروزآباد منصوب شدم. البته قرار شد اول مدتی در شبکه بهداشت فسا آموزش ببینم و بعد راهی فیروزاباد شوم، آن زمان دکتر "بازیار" رییس شبکه بهداشت فسا و رییس شبکه بهداشت نمونه استان بودند که ایشان با لطف زیاد با من همکاری کردند.

در آن سال ها فراشبند و قیر و چند شهر دیگر نیز جزئی از فیروزآباد بود. یکی  از خاطراتی که از آن روزها فراموش نمیکنم، مربوط می شد به بازدیدی که از منطقه دژگاه داشتم. کاملا به یاد دارم یک روز صبح برای بازدید از منطقه دژگاه که منطقه ای بود بین عسلویه و فیروزآباد و واقعا پرت و دورافتاده بود و هیچ امکاناتی در آن وجود نداشت، از فیروزآباد حرکت کردم و با وجود اینکه با وسیله نقلیه بودیم، چون مسیر سنگلاخ و خراب بود، چهار بعداز ظهر به دژگاه رسیدم.

وقتی برای بررسی اوضاع سراغ بهدار روستا را گرفتم، متوجه شدم روستا بهدار ندارد، وقتی از مردم محلی در مورد مسایل بهداشتی پرسیدم که در صورتی که بیمار شوند چه می کنند؟ به من جواب دادند: در مواردی مثل عقرب گزیدگی صبر می کنیم، بیمار یا خوب می شود یا می میرد و در موارد بیماری دیگر به شهرستان های اطراف می رویم.

پس از بازگشت به فیروزآباد، پیگیری برای ارسال تجهیزات و هماهنگی برای حضور  بهیار به این منطقه را شروع کردم.

در سال های خدمتم در فیروزآباد، سعی کردم مسایل بهداشتی به ویژه مسایل مربوط به بهداشت محیط که احتیاج به پیگیری ویژه داشت را به نتیجه برسانم و در بسیاری از موارد همزمان با کارشناسان بهداشت محیط مشغول بازرسی از مراکز و پیگیری بودیم؛ به یاد دارم در یکی از شب هایی که تا دیرهنگام مشغول پیگیری امور بودم، برق قطع شده بود و همسر و فرزندم تا زمانی که من به خانه برسم، در کمال غربت در حیاط خانه نشسته بودند.

باید بگویم سال های خدمتم در فیروزآباد هم با غربت گذشت و خاطرات و تجربیات فراموش نشدنی برای من به ارمغان داشت.

پس از پایان خدمتتان در فیروزآباد دوباره پیش آمد که به این شهر بروید؟

بله، بعد از گذشت نزدیک به 16 سال  که از حضور من در فیروزآباد می گذشت، در سال 76 در فیروزآباد زلزله ای آمدکه باعث شد آن منطقه کاملا خراب شود، من آن زمان معاون فنی معاون بهداشتی دانشگاه بودم و چون آقای دکتر کدیور آن سال نبودند و من جایگزین ایشان بودم، وقتی خبر زلزله به شیراز رسید من راهی فیروزآباد شدم و سراغ خانه بهداشت را گرفتم که یک چادر امدادی را به عنوان خانه بهداشت من نشان دادند. وقتی وارد چادر شدم، بهورز مستقر با دیدن من گفت: همین الان داشتم فکر می کردم اگر دکتر جولایی بود به ما سر می زد و  به امور رسیدگی می کرد.

پس از خدمتتان در معاونت بهداشتی دانشگاه در چه سمتی مشغول به خدمت شدید؟

وقتی مرکز بهداشت شهدای انقلاب راه اندازی شد، من به عنوان رییس این مرکز بهداشت مشغول به فعالیت شدم، که پس از مدتی با توجه به فعالیت هایی که صورت گرفت و اقدامات بهداشتی که در مرکز بهداشت انقلاب انجام شد من به عنوان رییس مرکز بهداشت کل شیراز انتخاب شدم و مرکز بهداشت والفجر و انقلاب یکی شد.

ادامه دارد..................


 


صفحه قبل

ماهنامه الکترونیکی سیب /آبان ماه 1395

 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  557
بازدیدکنندگان برخط:  1