نشریه الکترونیکی سیب - شماره 48
عدالت سازمانی

 


سهیلا آذری/ محمد کاظمی
يکي از دشواريهاي بحث عدالت، ابهام در تعاريف و معاني آن است. زبان عربي براي برخي واژه‌ها بيش از ده مترادف دارد و واژه عدالت نيز واجد چنين مترادفهايي است. بنابراين براي هر جنبه‌اي از عدالت معاني متعددي وجود دارد که شايد مهمترين آنها قسط، قصد، استقامت ، وسط، نصيب، حصه، ميزان، و انصاف باشد. کلمه معادل عدالت در فرانسه و انگليسي
justice و در لاتين justitia است. فرهنگ لغات آکسفورد عدالت را به عنوان حفظ حقوق با اعمال اختيار و قدرت و دفاع از حقوق با تعيين پاداش يا تنبيه توصيف کرده است. اما آنچه در تعاريف اين واژه به مقاصد ما نزديکتر است مفهوم عدالت به معناي برابري و تساوي، دادگري و انصاف، داوري با راستي و درستي و مفاهيم ديگري از اين قبيل است.
عدالت و اجراي آن يکي از نياز هاي اساسي و فطري انسان است که همواره در طول تاريخ وجود آن بستري مناسب برای توسعهی جوامع انساني فراهم کرده است. نظريههای مربوط به عدالت به موازات گسترش و پيشرفت جامعه بشري تکامل يافته و دامنهی آن از نظريات اديان و فلاسفه به تحقيقات تجربي کشيده شده است. پس از انقلاب صنعتي و مکانيزه شدن جوامع بشري، سازمانها چنان بر زندگي بشر سيطره افکنده اند که هر انسان از لحظهی تولد تا مرگ بهطورمستقيم به آنها وابسته است و امروزه زندگي، بدون وجود سازمانها قابل تصور نيست. بنابراين اجراي عدالت در جامعه منوط به وجود عدالت در سازمانهاست. اولين تحقيقات پيرامون عدالت در سازمانها به اوايل دهه1960 برمي گردد. پس از سال 1990 فصل جديدي از مطالعات تجربي پيرامون عدالت سازماني آغاز مي شود که نتیجهی آن شناخت سه نوع عدالت يعني عدالت توزيعي، عدالت رويه اي و عدالت تعاملي در سازمانهاست.

1- عدالت توزيعيدرحدود40 سال پيش روانشناسي به نام جي استيسي آدامز نظريه برابري اش را ارائه کرد و در اين نظريه نشان داد که افراد مايل‌اند، درقبال انجام کار پاداش منصفانه‌اي دريافت کنند؛ به عبارت ديگر به اندازه همکارانشان از پاداشهاي انجام کار بهره‌مند شوند. برابري طبق نظر آدامز زماني حاصل مي شود که کارکنان احساس کنند که نسبتهاي وروديها (تلاشها) به خروجيهايشان (پاداشها) با همين نسبتها در همکارانشان برابر باشد. کارکناني که احساس نابرابري مي‌کنند، با واکنشهاي منفي از جمله امتناع از تلاش، کم کاري و رفتارهاي ضعيف شهروندي سازماني و در شکل حاد آن استعفا از کار به اين نابرابري پاسخ مي دهند. به لحاظ تاريخي، نظريه برابري متمرکز بر عدالت درک شده از مقدار پاداشهاي توزيع شده بين افراد است. اين نوع عدالت کاربردهاي زيادي در محيط سازماني داشته است و محققان، رابطه اين عدالت را با متغير‌هاي زيادي همچون کيفيت و کميت کار بررسي کرده‌اند.به خاطرتمرکز اين عدالت بر پيامدها، پيش‌بيني شده است که اين شکل از عدالت عمدتاً مرتبط با واکنشهاي شناختي‌، عاطفي و رفتاري باشد. بنابراين زماني که يک پيامد خاص ناعادلانه درک مي شود، اين بي عدالتي باید احساسات شخص (مثل عصبانيت، رضايت خاطر، احساس غرور يا گناه) شناختها (مثلا شناخت تحريفي وروديها وخروجيهاي خود يا ديگران) ودرنهايت رفتارش (مثل عملکرد يا ترک شغل) را تحت تأثير قرار دهد.




 
 

صفحه بعد

 

ماهنامه الکترونیکی سیب/ آبان ماه  95


 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  1
کل بازديد:  518
بازدیدکنندگان برخط:  1