نشریه الکترونیکی سیب - شماره 39
استاد دکترشاپور امیدواری








متخصص رادیوتراپی و انکولوژی



مصاحبه و تنظیم: زهره رسولی نژاد، کوثر آزموده



دکتر امیدواری، از اساتید با سابقه هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است.

از بیمارانش که بپرسی او را به دلسوزی می شناسند. می گویند همیشه جویای حال بیمارانش است و سلامتشان را پیگیری می کند.

اما بیشتر بدانید از این استاد ارجمند، از زبان خودشان:

 

لطفا کمی از خودتان بگویید.

من شاپور امیدواری هستم. در سال 1339 ، در شهر بهبهان از توابع استان خوزستان متولد شدم.

پدرم دبیر آموزش و پرورش بود، به همین دلیل ما دائم سفر می کردیم و من دوران دبستان و راهنمایی را در شهر آغاجاری گذراندم و بعد دوباره به بهبهان برگشتیم و در آنجا دبیرستان را به پایان رساندم.

پس از پایان دوران دبیرستان، در مهرماه سال 57 به عنوان دانشجوی پزشکی، وارد دانشگاه شیراز شدم و چون آن سال همزمان بود با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تا 22 بهمن 57 دانشگاه ها تعطیل شد و با پیروزی انقلاب، ما دوباره به دانشگاه برگشتیم و شروع به تحصیل کردیم.

در دوران تحصیل در رشته پزشکی عمومی، جزو رتبه های برتر دانشگاه بودم و از نظر معدل هم رتبه اول در رشته خودم بودم.

بعد از اتمام دوره عمومی، وارد رشته "رادیکال آنکولوژی" شدم و به عنوان دستیار شروع به تحصیل کردم.

در سال 1369 تحصیل خود را به پایان رساندم و به عنوان هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی شیراز، مشغول به فعالیت شدم و تا امروز، 25 سال است که به عنوان استاد و پزشک در این دانشگاه مشغول به فعالیت هستم.

 شما چند فرزند دارید و فرزندانتان در چه مقطعی هستند؟

دو پسر دارم، پسر بزرگم آرش دانشجوی دکترای مهندسی است و پسر کوچکم علی دانشجوی پزشکی.

از ایشان در مورد عوامل شخصی و موثر در پیشرفتشان پرسیدم که می گویند:

مهمترین عامل موفقیت من توجه خانواده و به ویژه پدرم به فرزندانشان و تحصیل بود، با وجود اینکه ایشان یک دبیر ساده بودند و خانواده ما از نظر مالی وضعیت بالایی نداشت، اما همه ما در زندگی موفق بودیم و تحصیلات دانشگاهی داریم و خوب چون من پسر اول خانواده بودم، توجه ویژه تر خانواده و بعد هم دبیران، شامل حالم شد و در نهایت با تلاش و سخت کوشی موفق شدم.

لطفاً از مهمترین تجارب خود بگویید:

تجربه شیرین زندگی من، موفقیت خود و بعد هم فرزندانم در زندگی بوده و به همین دلیل همیشه شکرگذار هستم و تجربه های خاص زندگی من مربوط می شود به سال های کارم، با توجه به اینکه بیماران من همه در شرایط روحی و جسمی خاصی قرار دارند و تعامل با آن ها و خانواده هایشان خیلی مشکل است، باعث شده زندگی از من آدم صبوری بسازد.

شما چه کسانی را در زندگی به عنوان الگو قرار داده اید؟

مهمترین الگوهای من در زندگی اساتیدم در دوران دانشجویی هستند، اساتیدی که زندگی، دانش و فداکاری آن ها برای دانشجوها و جامعه هرگز فراموش نخواهد شد.

تا به حال کوشیده اید خود را از نظر دیگران بسنجید؟

خوب  این موضوع، دو طرفه است و نمی توانم قطعاً بگویم؛ ولی فکر می کنم در کل، بیشتر دانشجوهایی که تا به حال داشتم از نظر تعهد کاری، اخلاقی، دانش و انتقال آن، نظرشان درباره من مثبت باشد و خوب در حیطه بیمارانم هم خدا را شکر تا به حال هیچ نکته منفی نداشتم.

و یکی از مهمترین افتخاراتم در این سال ها، دستیارانی است که با من بوده اند و الان به عنوان همکار در کنار هم مشغول به خدمت رسانی هستیم و این همیشه در زندگی باعث دلخوشی من بوده که علاوه بر دو فرزندم، تعداد زیادی فرزند داشتم و دارم که الان در گوشه گوشه کشور در حال کمک و خدمت هستند.

تمام وقت و انرژی خود را برای بیماران و درمان آنها و همچنین تربیت دانشجوهایم گذاشته ام.


صفحه بعد

 ماهنامه الکترونیکی سیب/ دی ماه 94

 

 
نسخه چاپی
تمامی حقوق مادی و معنوی این نشریه متعلق به روابط عمومی دانشگاه است.
 
 
بازديدامروز:  2
کل بازديد:  791
بازدیدکنندگان برخط:  1